***زندگی حیوانات خشکی زی و آبزی***

خرید بک لینک

 برای پرورش بوقلمون به روش صنعتی نیاز است که پاره ای از موارد مد نظر قرار گیرد تا با اعمال آنها نتیجه مطلوبی عاید سرمایه گذاران گردد . در این مقاله سعی شده تا به پاره ای از این نکات که جهت شروع پرورش مفید و ضروری هستند اشاره شود :

آشیانه بوقلمون :
پرورش گله های کوچک باید در ماه های گرم سال آغاز شود تا نیاز به وسایل پر خرج برای گرم کردن به حداقل برسد . آشیانه جوجه ها باید چنان بنا شود که به سهولت و بدون هیچگونه ناراحتی بتوان آنرا تهویه نمود .اگر یک ساختمان خوب و کوچک قابل حصول نباشد می توان در یک سالن بزرگ یک آشیانه کوچک ساخت . کف آشیانه باید بگونه ای ساخته شود که بسهولت قابل تمیز کردن باشد . محل پرورش بوقلمونهای جوان باید به حد کافی گرم و فاقد رطوبت اضافی باشد . همچنین یک آشیانه با امکانات تهویه خوب و به خوبی عایق بندی شده در مناطق با شرایط اقلیمی سرد از اهمیت خاص برخوردار است . پنجره آشیانه جوجه ها باید چنان باشد که وقتی باز می شود به طرف پایین سر بخورد و یا چنان از پایین لولا شود که هنگام باز شدن ، هوای تازه و احتمالا سرد مستقیما روی بدن جوجه ها نوزد بلکه پس از برخورد به سقف وارد آشیانه شود که این امر بهترین نوع تهویه را ممکن می سازد . پنجره ها باید در جلو و عقب آشیانه مستقر شوند . برای هر متر مربع آشیانه یک دهم متر مربع پنجره منظور می شود . بعضی پرورش دهندگان محوطه پرورش را با پرچینی محصور می کنند و از آشیانه بعنوان سر پناه استفاده می کنند . همچنین می توان از سایه بانها نیز استفاده نمود. هنوز هم تعدادی از پرورش دهندگان از سایه بان استفاده می کنند که اغلب به آشیانه یا سر پناه متصل اند. کف سایه بانها از نرده های تخته ای یا سیم ساخته می شود و با فاصله کمی از زمین مستقر می گردند تا مدفوع زیر آن و بر روی زمین بریزد که این امر تمیز کردن آنرا آسان می کند . البته توجه داشته باشید که بوقلمونهای نژاد درشت را در سایه بانهایی با کف نرده ای و سیمی نباید نگهداری کرد زیرا دچار طاول و پینه و همچنین اختلالات کف و ساق پا می شوند که این عوارض در بوقلمونهای نژاد سبک بروز نمی کند .
در واحدهای بزرگ از روش پنجره بسته (windowless ) استفاده می کنند که این گونه آشیانه ها باید کاملا عایق بندی شوند . باید در هر دقیقه حدود 03/0 متر مکعب هوا با فشار حدود 5/0 سانتی متر بر هر کیلو وزن بوقلمونهای بالغی که در معرض تهویه هستند وارد شود .
مساحت کف آشیانه :
تا هشت هفتگی برای هر ده جوجه بوقلمون یک متر مربع کافی است . از 12-8 هفتگی برای هر ده جوجه بوقلمون دو متر مربع و برای بوقلمونهای بین 16-12 هفتگی برای هر ده بوقلمون جوان 5/2 متر مربع باید در نظر گرفته شود .
برای بوقلمونهای جوان ( نر و ماده ) در حال رشد به ازا هر بوقلمون 4/0 متر مربع فضا در نظر می گیرند . البته اگر تمام گله بوقلمون نر باشد برای هر بوقلمون 5/0 متر مربع و چنانچه ماده باشد به ازا هر بوقلمون 3/0 متر مربع فضا لازم است . برای بوقلمونهای سبک و آنها که در سیستم بسته پرورش داده می شوند مساحت آشیانه باید کمتر از ارقام فوق باشد .
دستگاه مادر مصنوعی :
چند نوع دستگاه مادر مصنوعی وجود دارد . مادرهای گازی و الکتریکی بهترین نوع جهت پرورش در گله های کوچک هستند . دستگاههای مادری که برای 250 جوجه مرغ کافی است برای 125 جوجه بوقلمون کفایت می کند .
باید 24 ساعت قبل از ورود جوجه ها دستگاههای مادر را به کار انداخت تا آشیانه گرمای لازم را کسب کند . اگر از دستگاه های مادر گرد استفاده شود درجه حرارت برای طیور سفید 40 درجه سانتی گراد و برای طیور زرد و قهوه ای 35 درجه سانتی گراد در نظر گرفته می شود . این درجه حرارت از داخل در فاصله 18 سانتی متری لبه خارجی دستگاه مادر و در 5 سانتی متری بستر یا در حد ارتفاع پشت جوجه بوقلمون در نظر گرفته شود . باید هر هفته حدود 3-2 درجه حرارت را پایین آورد تا به میزان مناسب 20 درجه سانتی گراد برسد . اگر منطقه پرورش جوجه گرم باشد می توان در طول روز دستگاه ها را خاموش کرد . پس از هفته ششم هیچ گونه منبع حرارتی نه برای شب و نه برای روز لازم نیست .
دستگاههای گرما ساز باید به فاصله 45 سانتی متری از سطح بستر آویزان گردند . حرارت دستگاه های مادر در ابتدا حدود 35 درجه سانتی گراد است که در ادامه دوره پرورش و به تدریج هفته ای 5/3 3 درجه کاهش پیدا می کند که این امر تا 6 هفتگی ادامه دارد . در حین پایین آوردن درجه حرارت باید رفتار جوجه ها را مد نظر قرار داد . درجه حرارت خارج از منبع حرارتی یعنی محیط اطراف و بیرون از دستگاه مادر باید حدود 21 درجه سانتی گراد باشد تا جوجه ها احساس راحتی کنند . تهویه باید به نحو احسن انجام گیرد . میزان رطوبت برای جوجه های بوقلمون در داخل سالن 65% است . دستگاه های مادر باید دارای حفاظ باشند تا جوجه ها از اطراف منبع حرارتی دور نشوند . حفاظی به ارتفاع 45 سانتی متر برای هر دستگاه توصیه می شود .در شرایط آب و هوایی گرم ، حفاظی به اندازه 30 سانتی متر کافی خواهد بود . حفاظ مادر باید در فاصله 65-60 سانتی متری لبه دستگاه مادر مستقر شود و به تدریج این فاصله به 120-90 سانتی متر برسد و پس از گذشت 10-7 روز می توان حفاظ را برداشت . اگر جوجه ها در فصل سرما ریخته شوند و آشیانه به قدر قابل ملاحظه ای وسیع باشد می توان بوسیله پاراوان قسمتی از آشیانه را جدا کرد و به تدریج که جوجه ها بزرگ می شوند فاصله پاراوان را بیشتر کرد .
وسایل دانخوری :
در اولین روزها می توان غذای جوجه ها را در ظرف های ساده قرار داد ولی چون اشکالاتی در درک دارند و حیوانات کودنی به حساب می آیند ، بهتر است در کنار هر آبخوری و دانخوری ، وسیله و مواد بی ضرر و براق قرار داد تا توجه جوجه ها را به خود جلب کند . ریختن مقدار جزئی آرد یا ریزه های سنگ خارا روی دان روزی دوبار برای سه روز اول زندگی ، بوقلمونها را تشویق به خوردن می نماید . نباید دانخوری ها را مملو از دان کرد زیرا دان روی بستر می ریزد و جوجه ها به هوای دان روی بستر آنرا می خورندمگر اینکه روی بستر را با کاغذ بپوشانند . برای جوجه های هفت روزه تا سه هفتگی دانخوری کوچک به اندازه حدود 7-5 سانتی متر برای هر جوجه مناسب است . از سن 3 هفتگی به بالا تا سن عرضه به بازار از دانخوری های با سایز بزرگ استفاده می شود به طوریکه عمق دانخوری 10 سانتی متر و طول دانخوری 8-7 سانتی متر برای هر قطعه بوقلمون مناسب است . اگر دانخوری عریض باشد و بتوان از دوطرف آن استفاده کرد بدین ترتیب یک متر از این دانخوری را دو متر محسوب می کنیم .
نور رسانی :
در دو هفته اول زندگی نور باید به قدر کافی در اختیار جوجه ها باشد تا بتوانند آب و غذا را ببینند . لامپهای 200 واتی با فواصلی در حدود 3 متر مستقر شوند . یک چراغ 15-7/5 واتی باید در داخل و زیر هر دستگاه مادر قرار داده شود . پس از دو هفته اول می توان نور را کاهش داده تا در این سن از بروز استرس ، روی هم ریختن جوجه ها و اضطراب جلوگیری شود .
تغذیه :
برای پرورش بوقلمون دو برنامه غذایی اساسی باید در نظر گرفته شود . یکی غذای تمام نرم یا آردی و دیگری دانه ای یا پلت . نیازهای تغذیه ای بوقلمون بر اساس سن متغیر است . همچنانکه بر سن بوقلمون افزوده می شود ، نیازهای پروتئین ، ویتامین و مواد معدنی این پرنده کاهش می یابد و بر نیاز آن به انرژی افزوده می شود . مواد غیر قابل حل مانند سنگ ریزه ( گرانیت ) باید در سنین 10-8 هفتگی به غذای بوقلمون اضافه شود . دان بوقلمون باید حتما حاوی یک ماده مقابله کننده با کوکسیدوز باشد و همچنین وجود یک ماده پیشگیری کننده بیماری سیاه سر ( black head ) نیز در غذای بوقلمون ضروری است . باید همیشه غذا و آب در اختیار پرنده باشد . غذای غیر نرم یعنی با ذرات درشت ( pellet ) را می توان ار هفته چهارم زندگی برای جوجه های بوقلمون در نظر گرفت . می توان برای تغذیه بوقلمون از یونجه تازه و ترد ، شبدر خوب ، علوفه سبز تازه یا جوانه سبز غلات که به خوبی خرد شده و فاقد رشته های بلند باشد استفاده کرد . همه اینگونه مواد را می توان روزی یک یا دوبار به بوقلمون های جوان داد . هرگز نباید علوفه پژمرده یا خشکیده و سایر مواد غذایی مشابه را در اختیار پرنده گذاشت . در فرمول غذایی بوقلمون می توان از کنجاله سویا ، ذرت آسیاب شده و مشابه آنها استفاده و دان تهیه کرد . غذای بوقلمونهای در حال رشد را از سن هشت هفتگی تا عرضه به بازار باید در اختیار بوقلمون های جوان قرار داد . پروتئین موجود در آرد سویای پوست کنده برای بوقلمون های بالغ بسیار قابل هضم ولی مواد هیدروکربنه موجود در آن زیاد قابل جذب نیست .
میزان غذای بوقلمون :
جوجه بوقلمون تا 24 ساعت و یا حتی بیشتر احتیاج به خوردن و آشامیدن ندارند زیرا از زرده ذخیره بدن استفاده می کنند ولی بعد از این مدت باید غذا و آب کافی در اختیار آنها قرار داد . مقدار غذایی که توسط جوجه بوقلمونهای در حال رشد خورده می شود در اولین ماه زندگی 460-450 گرم است . اصولا بوقلمون حیوانی است که مخصوص گوشت پرورش داده می شود از اینرو بیشتر انتخاب در بوقلمون از نظر تبدیل غذایی صورت می گیردبدین ترتیب که هر چه بوقلمون در ازاء غذای کمتر گوشت بیشتری تولید کند بهتر است . بوقلمون از نظر ضریب تبدیل پرنده خوبی به شمار می رود زیرا به طور متوسط میزان ضریب تبدیل غذایی در آنها در اوایل زندگی حدود 3 به 1 است . در برخی مزارع از غذای تمام آردی و در برخی دیگر از غذای آردی- دانه ای استفاده می شود اما در گروهی از مزارع نیز تا 8 هفتگی غذای تمام آردی و از 8 هفتگی به بعد غذای دانه ای آردی در اختیار پرنده قرار می دهند . اگر بوقلمون به طریقه محدود نگهداری شود ، اضافه نمودن علف سبز به جیره غذایی جوجه ها سبب بهتر شدن رشد می شود . 4 هفته پیش از رسیدن بوقلمونها به سن عرضه به بازار باید مواد بودار مانند روغن ماهی یا پودر ماهی را حذف کرد تا گوشت بوی نامطبوع نگیرد . غذای بوقلمونهای تخمگذار شبیه مرغهای تخمگذار است ولی باید توجه داشت که بوقلمونهای تخمی را نباید بیش از حد غذا داد زیرا سبب چربی گرفتن آنها می شود و تولید تخم را پایین می آورد . جوجه ها را پس از خارج شدن از تخم به مدت 24 ساعت باید در استراحت غذایی قرار داد و سپس به تغذیه آنها در 20 15 روز اول توجه کرد .
برای فربه ساختن بوقلمون باید همه روزه خوراک دانه به آنها داد و هر چه هنگام بردن به بازار و کشتن بوقلمون نزدیک شود باید بر خوراک دانه آنها افزود . ترکیبات کلی جیره را ذرت ، گندم ، جو و یولاف تشکیل می دهد . ذرت را نباید تنها به بوقلمونهای پرورشی داد زیرا بیش از حد پرنده را فربه می سازد . می توان در زمستان از برگ چغندر و یولاف نیز در ترکیبات جیره استفاده کرد . در اختیار گذاشتن زغال چوب ، شن و آهک هم مناسب است . همچنین در موقع جفتگیری باید خوراک قویتری هم مانند آرد ماهی ، پودر خون و ... در اختیار پرنده قرار داد . همیشه در هنگام تغذیه نکات زیر را مد نظر قرار دهید :
از دادن خوراک بسیار و خوراک نامرغوب و کپک زده دوری کنید .
علوفه سبز خرد کرده و چراگاه باید در دسترس جوجه بوقلمون قرار گیرد .
گاهگاهی در آب آشامیدنی پرنده از یک قاشق چایخوری سولفات مس دو سود در یک لیتر آب استفاده کنید .
آشیانه و خوراک و در صورت وجود چراگاه باید کاملا پاکیزه باشد .
نوک چینی :
نوک بوقلمونهای جوان بین 5 2 هفتگی چیده می شود . چنانچه دیرتر از این سنین اقدام به نوک چینی نماییم ، گرفتن و مهار حیوان بدلیل سنگینی جثه دشوا خواهد بود . ممکن است بوقلمون دچار پر ریزی گردد . پیش از اینکه بوقلمونها دچار کانیبالیسم شوند بهتر است عمل نوک چینی انجام شود . نوک چینی نباید در یک روزگی و در جوجه کشی انجام شود زیرا ممکن است این عمل باعث بروز استرس و بی میلی جوجه ها به غذا و آب و در نتیجه نزاری و بی آب شدن بدن حیوان ( دهیدراسیون ) گردد .
باید دقت شود سوراخهای بینی چیده نشوند . همچنین دقت شود که پس از این عمل غذا در دانخوری در سطحی باشد که جوجه های نوک چیده شده براحتی بتوانند آنرا بخورند .
قطع تاج و ریش :
تاج و ریش از اعضایی هستند که اغلب در نزاعهای بین پرندگان به خصوص بوقلمونها از هر عضو دیگری آسیب پذیرتر می باشد . تاج و ریش را می توان در جوجه بوقلمونهای یکروزه به سادگی با قرار دادن بین انگشت سبابه و شست با ناخن شست قطع نمود . حتی تا سن سه هفتگی نیز می توان آنها را با ناخن گیر و قیچی براحتی قطع نمود .
قطع ناخن :
قطع ناخن معمولا برای جلوگیری از ایجاد خراش روی پوست بدن و پهلوی بوقلمون انجام می شود . این عما بیشتر در محیط هایی که تعداد در سطح بوقلمون زیاد و بیش از حد متراکم است انجام می شود ولی حتی در پرورش در چراگاه نیز بسیار مفید است . برای این منظور بایستی ناخن ها به کلی قطع شوند . قطع ناخن باید در روز اول زندگی در موسسه جوجه کشی انجام شود .
قطع پر :
چنانچه بوقلمون در چراگاه پرورش داده شود ، با قطع پرها به سهولت می توان جلوی پرواز این پرنده را گرفت . قطع پر از قسمت انتهایی یک بال با یک نوک چین از اقداماتی است که جلوی پرواز را در چراگاه خواهد گرفت . قطع پر با نوک چین برقی در یک تا ده روزگی می تواند انجام شود . عمل قطع پر در حال حاضر کم تر از سابق انجام می گیرد زیرا در بوقلمونهای گوشتی موجب بد شکلی لاشه می گردد . 

منبع: مجله بارش

مدیریت بوی آزار دهنده و گرد و غبار ناشی از پروسه پرورش طیور

این مسأله ممکن است مشکلی برای کسانی که در چنین محیطهایی کار می کنند ایجادنکند، اما برای افراد جدید مایه آزار باشد. با دنبال کردن روشهایی می توان مشکلات بو و گرد و غبار ناشی از رشد طیور را کاهش داد.
ساختمان مرغداری:
اگر شما در حال ساخت مرغداری جدیدی هستید، فواصل خود را با همسایگان مجاور به قدر کافی رعایت کنید و حتی توسعه مرغداری را در آینده در نظر بگیرید. می دانستید که موقعیت جغرافیایی، بادهای محلی و پوشش گیاهی اطراف در این وضعیت تأثیر می گذارد؟
موقعیت سالن مرغداری:
بستر را خشک نگه دارید، چون فعالیت آرام میکروبی، بو ایجاد می کند. بستر نبایستی بیش از 25 الی 35% در کل سالن رطوبت داشته باشد. سیستم تهویه در حداقل سرعت توصیه شده باشد و مطمئن شوید که سیستم درست کار می کند. بعد از هر دوره پرورش طیور گوشتی فن ها و شاتر های فنها را تمیز کنید. کثیف بودن فن ها و شاتر ها سبب افت جریان هوا، بیش از 30% میشود. سیستم های مه پاش را پد های خنک کننده تبخیری در مسیر تهویه تونلی تعویض نمایید.
اگر شما از سیستم مه پاش استفاده می کنید، سیستم راطوری تنظیم نمایید که سبب افزایش رطوبت بستر نشود. به هنگام استفاده از پدهای خنک کننده تبخیری مطمئن شوید که جریان آب درست است و آبی بر روی بسترچکه نمی کند. از چکه کردن سیستم های آبخوری لوگیری کنید. آبخورهای نیپل را جایگزین سایر آبخوریها نماید تا ریخت و پاش آب به حداقل برسد.
جمع آوری پرندگان مرده:
لاشه ها را قبل از اینکه بو بگیرد، مرتبا جمع آوری کنید. آنها را در ظروف سر پوشیده قرار دهید و فوراآنها را کمپوست کنید یا به مکانهای مخصوص دفع لاشه منتقل کنید.
کمپوست و انبار کردن بستر:
کمپوست کردن بستر و لاشه های پرندگان هم بو و هم حجم ضایعات تولید شده را کاهش می دهد. اگر شما خودتان بستر را انبار و آماده کمپوست می کنید، مطمئن شوید تعداد کارگران مرغداری برای جمع آوری و انتقال بستر مناسب هستند. هنگامیکه مسیر کمپوست صحیح باشد، بوکاهش می یابد. اما یک مسیر اشتباه سبب افزایش بو خواهد شد. طرحی مناسب را برای راحتی کار خوب انتخاب کنید، چون زمانی کار کامل خواهد بود که مدیریتی درست بر عملکرد مواد زاید اعمال شود. موقعیت انبار و تجهیزات کمپوست را در مسیر بادهای محلی قرار ندهید، بلکه مجاور بادشکن های طبیعی ( بوته هایی که برای جلوگیری از وزش باد کاشته می شوند) قرار دهید و یا اگر نیاز باشد خود اقدام به ایجاد بادشکن نمایید. جابجایی کم هوا در اطراف تجهیزات، سبب جابجایی کمتر بو و گرد و خاک به اطراف می شود. تجهیزات مرغداری را در مناطق مرطوب نصب نکنید. اگر بستر تمیز را موقتا انبار می کنید، (کمتر از یک ماه) آن را با پوشش های ضد آب بپوشانید. پوشش سر تا سر بستر کمک می کند که بستر خشک بماند. لایه های مرطوب و خشک بستر مرتبا چک شود و مطمئن شویدکه نقاط گرم در آن وجود ندارد، (نقاط مرطوب که محلی برای فعالیت میکروبی است، سبب ایجاد گرما می شود.) که می تواند سبب شروع آتش سوزی شود. اگر کمپوست صحیح انجام شود، به هنگام انتقال بستر به زمین، بو به مقدار قابل توجهی کاهش می یابد.
کاربرد بستر در زمین:
قبل از جابجایی بستر از مرغداری به بیرون با همسایگان خود گفتگویی داشته باشید و دریابید که آنها چه موقع دور از این محل هستند. در روزهای آخر هفته و تعطیلات این انتقال را انجام ندهید. بستر را صبح زود منتقل کنید؛ زمانی که نسیم ملایم است، بوها را به هوا بلند نخواهد کرد. روزی را انتخاب کنید که باد از سمت همسایگان در حال وزیدن است. در گرما مثل بعد از ظهر بستر را جابجا نکنید، زمانی است که جابجایی هوا کم و غلظت بوها زیاد است، همچنین در روزهای بادی و خیلی خشک که میزان گرد و خاک زیاد است.
به هنگام یا بلافاصله بعد از بارندگی یا موقع بارندگی بستر را جابجا نکنید، چون رطوبت، سبب افزایش بو خواهد شد. مقدار معینی از بستر به کشتزار یا چراگاه بر اساس یک تست خاک و مواد مغذی مورد نیاز برای گیاهان، منتقل نمایید. اگر بستر خیلی بو داشته باشد بر روی کیفیت آب تاثیر می گذارد. این امکان وجود دارد که به هنگام پخش کردن بستر بر روی خاک،به آبهای زیر زمینی نفوذ پیدا کرده و کیفیت آب را به خطر اندازد.
انتقال بستر به کشتزار و مزرعه، بایستی با دقت انجام شود و با پوششی مناسب روی بستر را بپوشاند تا از ریخت و پاش آن به اطراف جلوگیری شود. بایستی با دقت انجام شود و با پوششی مناسب روی بستر را بپوشاند تا از ریخت و پاش آن به اطراف جلوگیری شود. بایستی انبار برای ذخیره کردن بستر به قدر کافی بزرگ باشد تا شما مجبور نباشید در چندین نوبت بستر را به مزارع ببرید،بلکه در موقعیتی مناسب این انتقال را صورت دهید که بو و گرد و غبار به حداقل خود برسد.
حل مشکلات:
مشکلات بو به هنگام زمستان بدتر می شود چون غلظت و تراکم بخار آمونیاک بعلت کاهش سرعت تهویه در زمستان، در نتیجه کاهش جابجایی هوا، افزایش می یابد.از زاج سفید استفاده کنید تا PH بستر و تبخیر آمونیاک را کاهش دهد. ممکن است که نیاز باشد در زمستان بادشکن ( با علوفه خشک یا چوب و یا دیوارهای فلزی ) ایجاد نمایید تا جابجایی گرد و غبار و بو راکاهش دهد. بادشکن ها بر روی افزایش وزش باد تاثیر می گذارند وسبب رقیق کردن هوای خروجی می شوند. تولیدکنندگان مرغ بایستی تمام موارد ذکر شده را جهت کاهش زیاد بو و گرد و خاک از عملکردشان انجام دهند و همسایگان خوبی باشند. 

***زندگی حیوانات خشکی زی و آبزی***...

ما را در سایت ***زندگی حیوانات خشکی زی و آبزی*** دنبال می‌کنید

برچسب: بوقلمون, نویسنده: محمود بازدید: 212 تاريخ: چهارشنبه 24 آبان 1391 ساعت: 0:41

برای پرورش بوقلمون به روش صنعتی نیاز است که پاره ای از موارد مد نظر قرار گیرد تا با اعمال آنها نتیجه مطلوبی عاید سرمایه گذاران گردد . در این مقاله سعی شده تا به پاره ای از این نکات که جهت شروع پرورش مفید و ضروری هستند اشاره شود :
آشیانه بوقلمون :
پرورش گله های کوچک باید در ماه های گرم سال آغاز شود تا نیاز به وسایل پر خرج برای گرم کردن به حداقل برسد . آشیانه جوجه ها باید چنان بنا شود که به سهولت و بدون هیچگونه ناراحتی بتوان آنرا تهویه نمود .اگر یک ساختمان خوب و کوچک قابل حصول نباشد می توان در یک سالن بزرگ یک آشیانه کوچک ساخت . کف آشیانه باید بگونه ای ساخته شود که بسهولت قابل تمیز کردن باشد . محل پرورش بوقلمونهای جوان باید به حد کافی گرم و فاقد رطوبت اضافی باشد . همچنین یک آشیانه با امکانات تهویه خوب و به خوبی عایق بندی شده در مناطق با شرایط اقلیمی سرد از اهمیت خاص برخوردار است . پنجره آشیانه جوجه ها باید چنان باشد که وقتی باز می شود به طرف پایین سر بخورد و یا چنان از پایین لولا شود که هنگام باز شدن ، هوای تازه و احتمالا سرد مستقیما روی بدن جوجه ها نوزد بلکه پس از برخورد به سقف وارد آشیانه شود که این امر بهترین نوع تهویه را ممکن می سازد . پنجره ها باید در جلو و عقب آشیانه مستقر شوند . برای هر متر مربع آشیانه یک دهم متر مربع پنجره منظور می شود . بعضی پرورش دهندگان محوطه پرورش را با پرچینی محصور می کنند و از آشیانه بعنوان سر پناه استفاده می کنند . همچنین می توان از سایه بانها نیز استفاده نمود. هنوز هم تعدادی از پرورش دهندگان از سایه بان استفاده می کنند که اغلب به آشیانه یا سر پناه متصل اند. کف سایه بانها از نرده های تخته ای یا سیم ساخته می شود و با فاصله کمی از زمین مستقر می گردند تا مدفوع زیر آن و بر روی زمین بریزد که این امر تمیز کردن آنرا آسان می کند . البته توجه داشته باشید که بوقلمونهای نژاد درشت را در سایه بانهایی با کف نرده ای و سیمی نباید نگهداری کرد زیرا دچار طاول و پینه و همچنین اختلالات کف و ساق پا می شوند که این عوارض در بوقلمونهای نژاد سبک بروز نمی کند .
در واحدهای بزرگ از روش پنجره بسته (windowless ) استفاده می کنند که این گونه آشیانه ها باید کاملا عایق بندی شوند . باید در هر دقیقه حدود 03/0 متر مکعب هوا با فشار حدود 5/0 سانتی متر بر هر کیلو وزن بوقلمونهای بالغی که در معرض تهویه هستند وارد شود .
مساحت کف آشیانه :
تا هشت هفتگی برای هر ده جوجه بوقلمون یک متر مربع کافی است . از 12-8 هفتگی برای هر ده جوجه بوقلمون دو متر مربع و برای بوقلمونهای بین 16-12 هفتگی برای هر ده بوقلمون جوان 5/2 متر مربع باید در نظر گرفته شود .
برای بوقلمونهای جوان ( نر و ماده ) در حال رشد به ازا هر بوقلمون 4/0 متر مربع فضا در نظر می گیرند . البته اگر تمام گله بوقلمون نر باشد برای هر بوقلمون 5/0 متر مربع و چنانچه ماده باشد به ازا هر بوقلمون 3/0 متر مربع فضا لازم است . برای بوقلمونهای سبک و آنها که در سیستم بسته پرورش داده می شوند مساحت آشیانه باید کمتر از ارقام فوق باشد .
دستگاه مادر مصنوعی :
چند نوع دستگاه مادر مصنوعی وجود دارد . مادرهای گازی و الکتریکی بهترین نوع جهت پرورش در گله های کوچک هستند . دستگاههای مادری که برای 250 جوجه مرغ کافی است برای 125 جوجه بوقلمون کفایت می کند .
باید 24 ساعت قبل از ورود جوجه ها دستگاههای مادر را به کار انداخت تا آشیانه گرمای لازم را کسب کند . اگر از دستگاه های مادر گرد استفاده شود درجه حرارت برای طیور سفید 40 درجه سانتی گراد و برای طیور زرد و قهوه ای 35 درجه سانتی گراد در نظر گرفته می شود . این درجه حرارت از داخل در فاصله 18 سانتی متری لبه خارجی دستگاه مادر و در 5 سانتی متری بستر یا در حد ارتفاع پشت جوجه بوقلمون در نظر گرفته شود . باید هر هفته حدود 3-2 درجه حرارت را پایین آورد تا به میزان مناسب 20 درجه سانتی گراد برسد . اگر منطقه پرورش جوجه گرم باشد می توان در طول روز دستگاه ها را خاموش کرد . پس از هفته ششم هیچ گونه منبع حرارتی نه برای شب و نه برای روز لازم نیست .
دستگاههای گرما ساز باید به فاصله 45 سانتی متری از سطح بستر آویزان گردند . حرارت دستگاه های مادر در ابتدا حدود 35 درجه سانتی گراد است که در ادامه دوره پرورش و به تدریج هفته ای 5/3 – 3 درجه کاهش پیدا می کند که این امر تا 6 هفتگی ادامه دارد . در حین پایین آوردن درجه حرارت باید رفتار جوجه ها را مد نظر قرار داد . درجه حرارت خارج از منبع حرارتی یعنی محیط اطراف و بیرون از دستگاه مادر باید حدود 21 درجه سانتی گراد باشد تا جوجه ها احساس راحتی کنند . تهویه باید به نحو احسن انجام گیرد . میزان رطوبت برای جوجه های بوقلمون در داخل سالن 65% است . دستگاه های مادر باید دارای حفاظ باشند تا جوجه ها از اطراف منبع حرارتی دور نشوند . حفاظی به ارتفاع 45 سانتی متر برای هر دستگاه توصیه می شود .در شرایط آب و هوایی گرم ، حفاظی به اندازه 30 سانتی متر کافی خواهد بود . حفاظ مادر باید در فاصله 65-60 سانتی متری لبه دستگاه مادر مستقر شود و به تدریج این فاصله به 120-90 سانتی متر برسد و پس از گذشت 10-7 روز می توان حفاظ را برداشت . اگر جوجه ها در فصل سرما ریخته شوند و آشیانه به قدر قابل ملاحظه ای وسیع باشد می توان بوسیله پاراوان قسمتی از آشیانه را جدا کرد و به تدریج که جوجه ها بزرگ می شوند فاصله پاراوان را بیشتر کرد .
وسایل دانخوری :
در اولین روزها می توان غذای جوجه ها را در ظرف های ساده قرار داد ولی چون اشکالاتی در درک دارند و حیوانات کودنی به حساب می آیند ، بهتر است در کنار هر آبخوری و دانخوری ، وسیله و مواد بی ضرر و براق قرار داد تا توجه جوجه ها را به خود جلب کند . ریختن مقدار جزئی آرد یا ریزه های سنگ خارا روی دان روزی دوبار برای سه روز اول زندگی ، بوقلمونها را تشویق به خوردن می نماید . نباید دانخوری ها را مملو از دان کرد زیرا دان روی بستر می ریزد و جوجه ها به هوای دان روی بستر آنرا می خورندمگر اینکه روی بستر را با کاغذ بپوشانند . برای جوجه های هفت روزه تا سه هفتگی دانخوری کوچک به اندازه حدود 7-5 سانتی متر برای هر جوجه مناسب است . از سن 3 هفتگی به بالا تا سن عرضه به بازار از دانخوری های با سایز بزرگ استفاده می شود به طوریکه عمق دانخوری 10 سانتی متر و طول دانخوری 8-7 سانتی متر برای هر قطعه بوقلمون مناسب است . اگر دانخوری عریض باشد و بتوان از دوطرف آن استفاده کرد بدین ترتیب یک متر از این دانخوری را دو متر محسوب می کنیم .
نور رسانی :
در دو هفته اول زندگی نور باید به قدر کافی در اختیار جوجه ها باشد تا بتوانند آب و غذا را ببینند . لامپهای 200 واتی با فواصلی در حدود 3 متر مستقر شوند . یک چراغ 15-7/5 واتی باید در داخل و زیر هر دستگاه مادر قرار داده شود . پس از دو هفته اول می توان نور را کاهش داده تا در این سن از بروز استرس ، روی هم ریختن جوجه ها و اضطراب جلوگیری شود .
تغذیه :
برای پرورش بوقلمون دو برنامه غذایی اساسی باید در نظر گرفته شود . یکی غذای تمام نرم یا آردی و دیگری دانه ای یا پلت . نیازهای تغذیه ای بوقلمون بر اساس سن متغیر است . همچنانکه بر سن بوقلمون افزوده می شود ، نیازهای پروتئین ، ویتامین و مواد معدنی این پرنده کاهش می یابد و بر نیاز آن به انرژی افزوده می شود . مواد غیر قابل حل مانند سنگ ریزه ( گرانیت ) باید در سنین 10-8 هفتگی به غذای بوقلمون اضافه شود . دان بوقلمون باید حتما حاوی یک ماده مقابله کننده با کوکسیدوز باشد و همچنین وجود یک ماده پیشگیری کننده بیماری سیاه سر ( black head ) نیز در غذای بوقلمون ضروری است . باید همیشه غذا و آب در اختیار پرنده باشد . غذای غیر نرم یعنی با ذرات درشت ( pellet ) را می توان ار هفته چهارم زندگی برای جوجه های بوقلمون در نظر گرفت . می توان برای تغذیه بوقلمون از یونجه تازه و ترد ، شبدر خوب ، علوفه سبز تازه یا جوانه سبز غلات که به خوبی خرد شده و فاقد رشته های بلند باشد استفاده کرد . همه اینگونه مواد را می توان روزی یک یا دوبار به بوقلمون های جوان داد . هرگز نباید علوفه پژمرده یا خشکیده و سایر مواد غذایی مشابه را در اختیار پرنده گذاشت . در فرمول غذایی بوقلمون می توان از کنجاله سویا ، ذرت آسیاب شده و مشابه آنها استفاده و دان تهیه کرد . غذای بوقلمونهای در حال رشد را از سن هشت هفتگی تا عرضه به بازار باید در اختیار بوقلمون های جوان قرار داد . پروتئین موجود در آرد سویای پوست کنده برای بوقلمون های بالغ بسیار قابل هضم ولی مواد هیدروکربنه موجود در آن زیاد قابل جذب نیست .
میزان غذای بوقلمون :
جوجه بوقلمون تا 24 ساعت و یا حتی بیشتر احتیاج به خوردن و آشامیدن ندارند زیرا از زرده ذخیره بدن استفاده می کنند ولی بعد از این مدت باید غذا و آب کافی در اختیار آنها قرار داد . مقدار غذایی که توسط جوجه بوقلمونهای در حال رشد خورده می شود در اولین ماه زندگی 460-450 گرم است . اصولا بوقلمون حیوانی است که مخصوص گوشت پرورش داده می شود از اینرو بیشتر انتخاب در بوقلمون از نظر تبدیل غذایی صورت می گیردبدین ترتیب که هر چه بوقلمون در ازاء غذای کمتر گوشت بیشتری تولید کند بهتر است . بوقلمون از نظر ضریب تبدیل پرنده خوبی به شمار می رود زیرا به طور متوسط میزان ضریب تبدیل غذایی در آنها در اوایل زندگی حدود 3 به 1 است . در برخی مزارع از غذای تمام آردی و در برخی دیگر از غذای آردی- دانه ای استفاده می شود اما در گروهی از مزارع نیز تا 8 هفتگی غذای تمام آردی و از 8 هفتگی به بعد غذای دانه ای – آردی در اختیار پرنده قرار می دهند . اگر بوقلمون به طریقه محدود نگهداری شود ، اضافه نمودن علف سبز به جیره غذایی جوجه ها سبب بهتر شدن رشد می شود . 4 هفته پیش از رسیدن بوقلمونها به سن عرضه به بازار باید مواد بودار مانند روغن ماهی یا پودر ماهی را حذف کرد تا گوشت بوی نامطبوع نگیرد . غذای بوقلمونهای تخمگذار شبیه مرغهای تخمگذار است ولی باید توجه داشت که بوقلمونهای تخمی را نباید بیش از حد غذا داد زیرا سبب چربی گرفتن آنها می شود و تولید تخم را پایین می آورد . جوجه ها را پس از خارج شدن از تخم به مدت 24 ساعت باید در استراحت غذایی قرار داد و سپس به تغذیه آنها در 20 – 15 روز اول توجه کرد .
برای فربه ساختن بوقلمون باید همه روزه خوراک دانه به آنها داد و هر چه هنگام بردن به بازار و کشتن بوقلمون نزدیک شود باید بر خوراک دانه آنها افزود . ترکیبات کلی جیره را ذرت ، گندم ، جو و یولاف تشکیل می دهد . ذرت را نباید تنها به بوقلمونهای پرورشی داد زیرا بیش از حد پرنده را فربه می سازد . می توان در زمستان از برگ چغندر و یولاف نیز در ترکیبات جیره استفاده کرد . در اختیار گذاشتن زغال چوب ، شن و آهک هم مناسب است . همچنین در موقع جفتگیری باید خوراک قویتری هم مانند آرد ماهی ، پودر خون و ... در اختیار پرنده قرار داد . همیشه در هنگام تغذیه نکات زیر را مد نظر قرار دهید :
از دادن خوراک بسیار و خوراک نامرغوب و کپک زده دوری کنید .
علوفه سبز خرد کرده و چراگاه باید در دسترس جوجه بوقلمون قرار گیرد .
گاهگاهی در آب آشامیدنی پرنده از یک قاشق چایخوری سولفات مس دو سود در یک لیتر آب استفاده کنید .
آشیانه و خوراک و در صورت وجود چراگاه باید کاملا پاکیزه باشد .
نوک چینی :
نوک بوقلمونهای جوان بین 5 – 2 هفتگی چیده می شود . چنانچه دیرتر از این سنین اقدام به نوک چینی نماییم ، گرفتن و مهار حیوان بدلیل سنگینی جثه دشوا خواهد بود . ممکن است بوقلمون دچار پر ریزی گردد . پیش از اینکه بوقلمونها دچار کانیبالیسم شوند بهتر است عمل نوک چینی انجام شود . نوک چینی نباید در یک روزگی و در جوجه کشی انجام شود زیرا ممکن است این عمل باعث بروز استرس و بی میلی جوجه ها به غذا و آب و در نتیجه نزاری و بی آب شدن بدن حیوان ( دهیدراسیون ) گردد .
باید دقت شود سوراخهای بینی چیده نشوند . همچنین دقت شود که پس از این عمل غذا در دانخوری در سطحی باشد که جوجه های نوک چیده شده براحتی بتوانند آنرا بخورند .
قطع تاج و ریش :
تاج و ریش از اعضایی هستند که اغلب در نزاعهای بین پرندگان به خصوص بوقلمونها از هر عضو دیگری آسیب پذیرتر می باشد . تاج و ریش را می توان در جوجه بوقلمونهای یکروزه به سادگی با قرار دادن بین انگشت سبابه و شست با ناخن شست قطع نمود . حتی تا سن سه هفتگی نیز می توان آنها را با ناخن گیر و قیچی براحتی قطع نمود .
قطع ناخن :
قطع ناخن معمولا برای جلوگیری از ایجاد خراش روی پوست بدن و پهلوی بوقلمون انجام می شود . این عما بیشتر در محیط هایی که تعداد در سطح بوقلمون زیاد و بیش از حد متراکم است انجام می شود ولی حتی در پرورش در چراگاه نیز بسیار مفید است . برای این منظور بایستی ناخن ها به کلی قطع شوند . قطع ناخن باید در روز اول زندگی در موسسه جوجه کشی انجام شود .
قطع پر :
چنانچه بوقلمون در چراگاه پرورش داده شود ، با قطع پرها به سهولت می توان جلوی پرواز این پرنده را گرفت . قطع پر از قسمت انتهایی یک بال با یک نوک چین از اقداماتی است که جلوی پرواز را در چراگاه خواهد گرفت . قطع پر با نوک چین برقی در یک تا ده روزگی می تواند انجام شود . عمل قطع پر در حال حاضر کم تر از سابق انجام می گیرد زیرا در بوقلمونهای گوشتی موجب بد شکلی لاشه می گردد . 

منبع: مجله بارش

مدیریت بوی آزار دهنده و گرد و غبار ناشی از پروسه پرورش طیور

این مسأله ممکن است مشکلی برای کسانی که در چنین محیطهایی کار می کنند ایجادنکند، اما برای افراد جدید مایه آزار باشد. با دنبال کردن روشهایی می توان مشکلات بو و گرد و غبار ناشی از رشد طیور را کاهش داد.
ساختمان مرغداری:
اگر شما در حال ساخت مرغداری جدیدی هستید، فواصل خود را با همسایگان مجاور به قدر کافی رعایت کنید و حتی توسعه مرغداری را در آینده در نظر بگیرید. می دانستید که موقعیت جغرافیایی، بادهای محلی و پوشش گیاهی اطراف در این وضعیت تأثیر می گذارد؟
موقعیت سالن مرغداری:
بستر را خشک نگه دارید، چون فعالیت آرام میکروبی، بو ایجاد می کند. بستر نبایستی بیش از 25 الی 35% در کل سالن رطوبت داشته باشد. سیستم تهویه در حداقل سرعت توصیه شده باشد و مطمئن شوید که سیستم درست کار می کند. بعد از هر دوره پرورش طیور گوشتی فن ها و شاتر های فنها را تمیز کنید. کثیف بودن فن ها و شاتر ها سبب افت جریان هوا، بیش از 30% میشود. سیستم های مه پاش را پد های خنک کننده تبخیری در مسیر تهویه تونلی تعویض نمایید.
اگر شما از سیستم مه پاش استفاده می کنید، سیستم راطوری تنظیم نمایید که سبب افزایش رطوبت بستر نشود. به هنگام استفاده از پدهای خنک کننده تبخیری مطمئن شوید که جریان آب درست است و آبی بر روی بسترچکه نمی کند. از چکه کردن سیستم های آبخوری لوگیری کنید. آبخورهای نیپل را جایگزین سایر آبخوریها نماید تا ریخت و پاش آب به حداقل برسد.
جمع آوری پرندگان مرده:
لاشه ها را قبل از اینکه بو بگیرد، مرتبا جمع آوری کنید. آنها را در ظروف سر پوشیده قرار دهید و فوراآنها را کمپوست کنید یا به مکانهای مخصوص دفع لاشه منتقل کنید.
کمپوست و انبار کردن بستر:
کمپوست کردن بستر و لاشه های پرندگان هم بو و هم حجم ضایعات تولید شده را کاهش می دهد. اگر شما خودتان بستر را انبار و آماده کمپوست می کنید، مطمئن شوید تعداد کارگران مرغداری برای جمع آوری و انتقال بستر مناسب هستند. هنگامیکه مسیر کمپوست صحیح باشد، بوکاهش می یابد. اما یک مسیر اشتباه سبب افزایش بو خواهد شد. طرحی مناسب را برای راحتی کار خوب انتخاب کنید، چون زمانی کار کامل خواهد بود که مدیریتی درست بر عملکرد مواد زاید اعمال شود. موقعیت انبار و تجهیزات کمپوست را در مسیر بادهای محلی قرار ندهید، بلکه مجاور بادشکن های طبیعی ( بوته هایی که برای جلوگیری از وزش باد کاشته می شوند) قرار دهید و یا اگر نیاز باشد خود اقدام به ایجاد بادشکن نمایید. جابجایی کم هوا در اطراف تجهیزات، سبب جابجایی کمتر بو و گرد و خاک به اطراف می شود. تجهیزات مرغداری را در مناطق مرطوب نصب نکنید. اگر بستر تمیز را موقتا انبار می کنید، (کمتر از یک ماه) آن را با پوشش های ضد آب بپوشانید. پوشش سر تا سر بستر کمک می کند که بستر خشک بماند. لایه های مرطوب و خشک بستر مرتبا چک شود و مطمئن شویدکه نقاط گرم در آن وجود ندارد، (نقاط مرطوب که محلی برای فعالیت میکروبی است، سبب ایجاد گرما می شود.) که می تواند سبب شروع آتش سوزی شود. اگر کمپوست صحیح انجام شود، به هنگام انتقال بستر به زمین، بو به مقدار قابل توجهی کاهش می یابد.
کاربرد بستر در زمین:
قبل از جابجایی بستر از مرغداری به بیرون با همسایگان خود گفتگویی داشته باشید و دریابید که آنها چه موقع دور از این محل هستند. در روزهای آخر هفته و تعطیلات این انتقال را انجام ندهید. بستر را صبح زود منتقل کنید؛ زمانی که نسیم ملایم است، بوها را به هوا بلند نخواهد کرد. روزی را انتخاب کنید که باد از سمت همسایگان در حال وزیدن است. در گرما مثل بعد از ظهر بستر را جابجا نکنید، زمانی است که جابجایی هوا کم و غلظت بوها زیاد است، همچنین در روزهای بادی و خیلی خشک که میزان گرد و خاک زیاد است.
به هنگام یا بلافاصله بعد از بارندگی یا موقع بارندگی بستر را جابجا نکنید، چون رطوبت، سبب افزایش بو خواهد شد. مقدار معینی از بستر به کشتزار یا چراگاه بر اساس یک تست خاک و مواد مغذی مورد نیاز برای گیاهان، منتقل نمایید. اگر بستر خیلی بو داشته باشد بر روی کیفیت آب تاثیر می گذارد. این امکان وجود دارد که به هنگام پخش کردن بستر بر روی خاک،به آبهای زیر زمینی نفوذ پیدا کرده و کیفیت آب را به خطر اندازد.
انتقال بستر به کشتزار و مزرعه، بایستی با دقت انجام شود و با پوششی مناسب روی بستر را بپوشاند تا از ریخت و پاش آن به اطراف جلوگیری شود. بایستی با دقت انجام شود و با پوششی مناسب روی بستر را بپوشاند تا از ریخت و پاش آن به اطراف جلوگیری شود. بایستی انبار برای ذخیره کردن بستر به قدر کافی بزرگ باشد تا شما مجبور نباشید در چندین نوبت بستر را به مزارع ببرید،بلکه در موقعیتی مناسب این انتقال را صورت دهید که بو و گرد و غبار به حداقل خود برسد.
حل مشکلات:
مشکلات بو به هنگام زمستان بدتر می شود چون غلظت و تراکم بخار آمونیاک بعلت کاهش سرعت تهویه در زمستان، در نتیجه کاهش جابجایی هوا، افزایش می یابد.از زاج سفید استفاده کنید تا PH بستر و تبخیر آمونیاک را کاهش دهد. ممکن است که نیاز باشد در زمستان بادشکن ( با علوفه خشک یا چوب و یا دیوارهای فلزی ) ایجاد نمایید تا جابجایی گرد و غبار و بو راکاهش دهد. بادشکن ها بر روی افزایش وزش باد تاثیر می گذارند وسبب رقیق کردن هوای خروجی می شوند. تولیدکنندگان مرغ بایستی تمام موارد ذکر شده را جهت کاهش زیاد بو و گرد و خاک از عملکردشان انجام دهند و همسایگان خوبی باشند. 

***زندگی حیوانات خشکی زی و آبزی***...

ما را در سایت ***زندگی حیوانات خشکی زی و آبزی*** دنبال می‌کنید

برچسب: نگهداری جوجه های بوقلمون, نویسنده: محمود بازدید: 236 تاريخ: چهارشنبه 24 آبان 1391 ساعت: 19:11

  

 

از نظر تكاملي طبق يافته هاي فسيلي ، منشاء اسبهاي امروزي از پستاندار كوچكي تحت عنوان ائوهيپوس كه شباهت زيادي به روباه داشته و مربوط به حدود ششصد ميليون سال قبل ، يعني دوران ائوسن از نظر زمين شناسي است و چنين بر مي آيد كه از نظر تكاملي اسبهاي امروزي درطي ميليونها سال از اين پستاندار كوچك منشاء گرفته اند .

 

قد اين جانور در حدود 30 الي 35 سانتيمتر بوده و گسترش جهاني داشته است . بدن آن گرد و داراي پشتي خميده بوده و در هنگام راه رفتن از كف پنجه هاي خود استفاده مي كرده است . در اندام حركتي قدامي خود 4 انگشت و در اندامي خلفي خود 3 انگشت داشته است .حدود 13 نوع از اين جاندار در بخشهاي مختلف آمريكاي شمالي و انگلستان ، سيوئيس ، فرانسه و بلژيك يافته شده است .

 

بنابر كشفيات بعمل آمده نه تنها طويل شده و نيز كاهش تعداد تدريجي اندامهاي حركتي اسب استنباط مي شود ، بلكه تغييراتي كه بصورت طولاني شدن گردن و جمجمه همراه با تغيير عادات چرا كردن ( مانند خوردن ميوه هاي آبدار كه در بالاي سطح زمين رشد مي كنند ) به رژيم علف خواري ( خوردن علف هاي خشبي و سخت از سطح زمين ) ايجاد شده را مي توان بر گرفت . گرچه اولين فسيل يافت شده از ائوهيپوس به ثبت رسيده است ، ولي به جرات مي توان گفت كه اين جانور كوچك اندام از يك دودمان اصلي پستاندار كه داراي 5 انگشت بوده تكامل يافته است .

 

پس از گذشت ميليونها سال انواع تكامل يافته اين حيوان ( حدود 57 ميليون سال ) بنام تك سميان دوران پليوسن تحت نام پليوهيپوس شكل گرفت اند .

 

يافته هاي باستان شناسي در ايران توسط آقاي ماكنم ، يكي از معاونان دومرگان باستان شناس معروف ، فسيل يك نوع اسب تحت عنوان هيپاريون در سال 1904 ميلادي در ناحيه مرزه چال مراغه بدست آمده است كه مربوط به اواخر دوران سوم زمين شناسي يعني پليوسن و قبل از فوارن آتشفشان سهند ( بيش از يك ميليون سال قبل ) مي باشد .

 

با آغاز دوره يخبندان در كره زمين و تغييرات جوي انواع مختلف پليوهيپوس مهاجرتهاي گسترده اي به قاره هاي قديم ( آسيا ، اروپا و آفريقا ) آغاز كردند . بنابر دلايلي كه هنوز روشن نيست قاره آمريكا بطور ناگهاني و پس از قطع ارتباط آن با قاره هاي قديم ، از وجود پليوهيپوس پاك گرديد.

 

انواع مختلف پليوهيپوس در طي مهاجرتهاي خود در بخشهاي آفريقا و اروپا و آسيا پراكنده شدند و منشاء انواع مختلف گور خر ، خر و چهار تيپ از اجداد اوليه اسبهاي امروزي گرديدند .

بنابر اين اسبهاي امروزي داراي چهار جد اوليه هستند و از نظر تاريخي فلات ايران منطبق بر محدوده جغرافيائي پراكندگي دو نوع از انواع چهار گانه اين اجداد محسوب مي شود .

 

اسبهاي نژاد تركمن و كاسپين موجود در اين سرزمين پس از گذشت قريب به يك ميليون سال از پيدايش آن دو نوع اجداد اوليه اسب ، هنوز بعنوان شبيه ترين اسبهاي موجود در جهان به اجداد فوق محسوب مي شود و مورد توجه خاص جهانيان و پژوهشگران قرار گرفته است .

 

چگونه اسب انتخاب كنيم ؟

 

اسب, عکس اسب,اسب حیوان نجیبی است,نگهداری اسب, پرورش اسب, خرید اسب

انتخاب اسب

 

اسب هايي كه اشكال اندام و يا اخلاقي دارند:

درچندين سال گذشته توليد اسب پيشرفت شاياني كرده است . اسب هاي ورزشي امروزه از كميت قابل توجهي برخوردارند. عليرغم اين نكات بايد بدانيم كه هيچ اسبي كامل نيست . همه آرزوي داشتن اسبي كامل داريم ، ولي پيدا كردن آن چندان هم ساده نيست . هنر تربيت اسب پي بردن به توانايي هاي بالقوه اسب و پرورش آن تا حد ممكن است .بايد بدانيم كه چگونه و تا چه اندازه اي مي توانيم به نقائص اخلاقي و اندامي اسب پي ببريم . اين آگاهي نياز به تجربه اي گران و كار كردن سال هاي متمادي با اسب هاي مختلف دارد.

 

بايد بدانيم كه تربيت هر اسب با اسب ديگر متفاوت و داراي راز و رمز خاصي است . ولي چهارچوب كلي آن همين اصول اوليه تربيت اسب است كه درباره اش بحث كرديم . به هرحال روش هايي وجود دارند كه درباره نحوه كار با اسب هايي كه خوش اخلاِق نيستند و نقصي در اندامشان وجود دارد، بحث مي كنند. معني اين بحث اين نيست كه مباني اصول اوليه ناديده گرفته مي شوند بلكه عليرغم مشكلات ، فقط ممكن است اين اصول جابه جا شوند.

 

بد اخلاقي:

 

اسب با خصوصيات اخلاقي و اندام خاصي خود به دنيا مي آيد. با استفاده از اصول صحيح آموزش و محيط سالم مي تواند اسب را براي سواري دادن به كار كشيد. از طرف ديگر چنانچه روش آموزش و نگهداري غلط در پيش گرفته شود، نتيجه عكس آنچه گفته شد خواهد بود. اصلاح مشكلات طبيعي اسب مشكل است . تجربه ثابت كرده است كه عليرغم صرف وقت و تلاش مضاعف چنانچه موفقيتي مناسب به وجود آيد مشكل نهفته خودنمايي خواهد كرد.

 

اسب عصبي:

 

اين گونه اسب ها در روبرو شدن با موقعيت هاي غيرمعمول از قبيل صداي غريب ، و حركت هاي سريع و يا پرچم رم مي كنند: اين گونه اسب ها در اثر كار دقيق و نگهداري صحيح و حوصله آرام مي شوند. اگر اسب در حركت عصبي است و يا از اشياء روي زمين رم مي كند، كار بسيار مشكل خواهد شد. تجربه من نشان داده كه اين گونه اسب ها هرگز كاملاً آرامش پيدا نمي كنند. مربي فقط بايد محدوديت ها را در نظر بگيرد و برعكس حساسيت هاي زيادي و يا عصبيت هاي خاصي مي تواند مورد استفاده قرار بگيرد. خود من ترجيح مي دهم با اسبي سرحال ، اگر چه كمي عصبي و نگران كار كنم تا اسبي تنبل . اسب عصبي براي سواركاري با حوصله بدون حركت اضافه و آرام روي اسب ، هديه اي آسماني است . چنين اسبي كمترين اثرها را نياز دارد و سوار هم كه آرامش خود را روز او حفظ مي كند و زماني مي رسد كه اسب اثر ساِق را پذيرفته و به جلو رانده مي شود. در اين بازي برنده سواركار با حوصله است ولي سوار كار بي حوصله هيچ گاه نبايد اسب عصبي سوار شود.

 

اسب تنبل :

 

اسب تنبل سوار را به جنون مي كشد. در ابتدا مي بايست پي برد كه اسب ذاتاً تنبل است يا اين كه دلائلي باعث اين تنبلي است . به عنوان مثال ، ممكن است اسب به آمادگي مطلوب نرسيده باشد. مثلاً چاقِ يا لاغر باشد، بيمار بوده و يا اثرهاي سوار را نمي فهمد. بهتر است اسب تنبل را همراه با اسبي چالاك به صحرا ببريم . اگر او همچنان ميل به حركت نداشت ، سوار اثرها را قوي تر كند. و در موقع مناسب او ضربات مقطع و شديد شلاِق را به كار خواهد گرفت و اگر اسب به جلو پريد بايد او را نوازش كرد. اين تمرين بايد تا آن جا كه تكرار شود تا اسب منظور سوار را دريافته به سادگي به اثرها جواب دهد. مهم اين است كه سوار اسب را به حركت به جلو وادار كند. او مي بايست اين فشارها را به مرور كاهش دهد تا اسب را نسبت به آنها بي تفاوت نشود.

 

اسب كله شق :

 

اين گونه اسبي قادر به تحرك و اعمال قدرت است و مايل نيست آنها را در خدمت سوار كار بي تفاوت بگذارد. و نكته اين جاست كه اسب پي ببرد سوار آنقدرها خبره و مصمم نيست . اسب به سرعت به اين موضوع پي برده و سردست مي زند و مشكل بتوان اين حركت را از سرش انداخت . براي حل اين مشكل سواري مورد نياز است كه به زين چسبيده و بدون اين كه اسب اجازه نافرماني بدهد او را به جلو هدايت كند. به محض اطاعت اسب سوار بايد او را نوازش كرده و اطمينان اسب را جلب كند. به محض اين كه سوار احساس كند اسب مي خواهد رم كند و يا سردست بزند، بايد يكي از دستجلوها را كشيده و مانع حركت او شود و دقت كند كه حركت طولاني نباشد، چه ممكن است اسب روي سواركار بغلتد.

 

نامتناسب بودن اندام:

 

امروزه اسب هايي كه داراي مشكلاتي در اندام هستند به ندرت براي فروش به عنوان اسب ورزشي ارائه مي شوند. اگر اين عدم تناسب فقط مربوط به ضعف دست و پاها و مفاصل باشد، با مراقبت و پيگيري و حفاظت مي توان اين نقاط ضعيف آنها را همراه با پرورش ساير اندام ها پروراند. البته گفتن اين مطلب بسيار ساده و عمل آن بسيار مشكل است .

 

نامتناسب بودن گردن:

 

امروزه اين اسب ها كمتر براي فروش ارائه مي شوند. اگر علاوه برنامتناسب بودن گردن فك پايين هم سنگين و بزرگ باشد، احتمال درست كردن چنين اسبي خيلي ضعيف است . بزرگي و سنگيني فك پايين به اسب اجازه نمي دهد به آبخوري شود. چرا كه استخوان بزرگ فك پايين روي گردن فشار آورده و اجازه فعاليت را از آن مي گيرد. من پيشنهاد مي كنم با چنين اسبي كار نشود.

 

بعضي از اشكالات گردن مثل شكستگي از مهره سوم ناشي از دست هاي خشن سواركار است ، به هنگام تربيت اسب جوان يا اسبي كه در اثر بدسواري خراب شده است ، بايد پيرو همان اصولي بود كه اسب از عقب به جلو درست مي شود، نه اين كه روي سر و گردن او فشار آورده و آنها را از كار بياندازيم .

 

اسب هايي كه داراي گردن قوي مانندي هستند معمولاً برقرار تماس با دهان آنها مشكل است . براي تربيت اين گونه اسب ها بايد تلاشي مضاعف داشت و برنامه آموزشي طولاني مدت و سخت از جهت سواركار - براي آنها در نظر گرفت . و اگر قصد داشته باشيم آنها را زود به بهره برداري برسانيم موجب شكستن گردن از مهره سوم مي شويم . وقتي كه اسب سرو گردن خود را جلو و پايين كشيده به دنبال آبخوري مي رود مي توان آموزش او را ادامه داد. اگر از اسبي با اين خصوصيات خيلي زود بخواهيم سرو گردن را افراشته كند، عضلات ناحيه جدوگاه او لق تر شده و ديگر اصلاح نمي شود.

 

اين نوع گردن انعطاف پذير است مي تواند آن را جمع كرد و يا به طرفين انحناء داد كه باعث جابجائي گردن شده و شانه خارج را به طرف خارج متمايل مي كند. راندن اين گونه اسب ها به جلو بسيار مهم است . اگر اسب آبخوري را قبول نمي كند، آبخوري كلفت تري استفاده كنيد. در حركت روي قوس ها اثرهاي دست و وزن و پاي خارج قوي تر باشند. براي ريشه كني اين نقيصه بايد عضلات زيرين گردن را قوي كرد و با راندن اسب به جلو و واداشتن او براي كشيدن سرو و گردن به جلو و پايين اين امر ميسر است .

 

گردن گوزني :

 

عضلات زيرين اين گونه گردن بسيار بزرگ هستند. براي اسبي اين چنين كشيدن گردن بسيار مشكل است . بايد عضلات زيرين گردن را آب كرده و عضلات بالائي را پرورش دهيم و مي توان اسب را با بغل بندهايي كه پايين تر بسته شده اند و يا تعليمي ثابت كه سر او را پايين نگه مي دارد سوار شد. اين گونه اسب ها كمر منقبض دارند. كار روي كاوالتي و پرشهاي ژيمناستيكي براي نرم كردن كمر آنها بسيار مفيداند.

 

شكل غلط كمر:

 

اسب هايي كه طول كمر آن ها - كوتاه يا بلند - غلط است همواره از آن دسته اي نيستند كه براي كار مشكل داشته باشند. اسب هايي كه كمر آنها بلند است معمولاً خوش سواري هستند. اگر عضلات كمر آنها بين جدوگاه و تهي گاه به خوبي پرورانده شده باشند، مشكلي براي كار نخواهند داشت و برعكس كمربلند و نرم مزيتي است براي تربيت او. به هرحال اگر كمر آنقدر بلند باشد كه پاها نتوانند خود را به مركز ثقل برسانند، طول گام ها كوتاه شده و اين گونه اسبها براي درساژ مناسب نيستند، ولي براي پرش و سه روزه مناسب ترند، چرا كه در صورت ارتكاب اشتباهي ، از كمر خود به عنوان ستوني متعال كننده كمك مي گيرند. بايد به هنگام شروع آموزش چنين اسبي در نظر داشت كه ، كمربلند را نمي توان با آموزش كوتاه كرد، فقط مي توان با نيم توقف و حركت هاي انتقالي متوالي در تمرين ها شلنگ هاي او را كشيده تر كرد.

 

كمر كوتاه :

 

بديهي است كه پاي اين گونه اسب ها به راحتي به زيرآمده و تجمع آنها ساده تر است . از طرف ديگر آنها همواره با مشكل كمر مواجه اند. كمر كوتاه نيازمند گردن بلند است تا به نرمش آن كمك كند. اگر طول گردن اسب بلند نباشد در عمل مشكل بتوان پاهاي اسب را به زير كشيد. اين گونه اسب ها خوش سواري نيستند. اسب هاي كمر كوتاه فقط زماني به حداكثر توان ورزشي مي رسند كه سوار توجه خاصي به تمرين هاي به جلو و پايين كشنده مبذول كرده و دست هاي بسيار نرمي داشته باشد.

 

اسبي كه عقبش بلندترازجلوست :

 

از آن جا كه اسب هاي جوان هنوز به كاملترين مرحله رشد نرسيده اند، معمولاً عقبشان بلندتر از جلويشان است و در نتيجه وزن روي دستهايشان مي افتد. اگر پس از رشد كامل اين نقيصه برطرف نشود اين چنين اسبي براي درساژ مناسب نيست . براي پرش نمي توان آن را نقص به حساب آورد، چرا كه اسب هاي «هالاوآلا» برنده مدال هاي المپيك شده اند.

 

در تمرين ها نبايد از اين اسبها خواسته شود كه در زمان طولاني با سر پايين و كشيده حركت كننده ، حتي در زمان استراحت هم بايد براي حفظ تعادل سرو گردن را كمي بالاتر بگيرند.

 

كپل هاي افتاد يا بُز كپل:

 

زاويه مفاصل خرگوشي اين گونه اسب ها حاده است و نمي توان آنها را آنقدر پرورش داد كه قوي شده و نهايت فعاليت را داشته باشند. آنها مناسب پرش نيستند و براي درساژ هم بايد با احتياط به طرف آنها رفت . اين چنين اسب هايي ، پاهاي خود را به راحتي به زير مي كشند ولي فشار مضاعفي روي كمر خود وارد مي كنند كه مشكل زاست . آنها را همواره بايد با قدرت و حداقل تجمع به جلو حركت داد.

 

نقص در پاها:

 

آموزش اين اسب ها محتاطانه است . سوار كار بايد چگونگي كار با اين اسب ها را دقيقاً برنامه ريزي كرده باشد. هر دو نقيصه به يكسان فشار بيش از اندازه برروي مفاصل خرگوشي وارد مي كنند.

 

هر دو گونه بايد تمرين هاي تجمعي محدود داشته باشند. تجربه به من نشان داده كه با اسب مفصل گاوي مي توان بيشتر كار كرد، چرا كه فرسايش اين نوع مفاصل كمتر از بقيه انواع مفاصل خرگوشي هستند.

 

با تمرين هاي روي دو محور و شانه به داخل مي توان تعادل برقرار كرد، اما مشكل بتوان به درجاتي از موفقيت اطمينان داشت . در جائي كه مي توان با اسب سالم كار كرد، بهتر است از كار كردن يا خريدن اسب هايي كه مشكل اندامي و اخلاقي دارند بپرهيزيم .

 

استانداردهاي محل نگهداري اسب :

 

اسب, عکس اسب,اسب حیوان نجیبی است,نگهداری اسب, پرورش اسب, خرید اسب

محل نگهداري اسب

 

اصطبل : از آنجائي كه اسب بيشتر اوقات شبانه روز را در اصطبل بسر مي برد محل نگهداري او بايد داراي شرايط زير باشد :

 

- آفتابگير باشد ، تا هم خود اسب و هم محيط اطراف او در معرض تابش نور خورشيد بوده و در معرض امراض ناشي از عدم تابش نور قرار نگيرد. اسب بطور مداوم خود را تخليه ميكند و محيطي مناسب براي رشد و نمو ميكروبها بوجود مي آورد و ميكروب امراضي از قبيل كزاز در محيط آلوده اصطبلي بدون نور آفتاب ، براحتي زندگي مي كنند.

 

- داراي فضاي كافي بوده تا اسب براحتي در آن گردش كرده و بخوابد و بلند شود . اسبها در صورت احساس امنيت و داشتن فضاي كافي براحتي مي خوابند .

 

- حرارت ثابتي داشته باشد .

 

- ديوارهاي آن از مصالحي ساخته شده باشد كه در اثر سايش اندامهاي اسب با آنها ،او را زخمي نكند .

 

- آخورها و كف آن قابل شستشو باشد و هر چند روز يكبار بخصوص آخورها ، تميز شوند . بستر نرم و پوشيده از كلش يا خاك اره باشد تا براحتي قابل حمل و نقل بوده و هرچند روز يكبار تعويض شوند .

 

- درب و يا دربها به اندازه كافي فضا براي ورود و خروج اسب داشته باشند .

 

- حصارهاي بين اتاقكها طوري تعبيه شوند كه اسبها براحتي يكديگر را ديده و از مصاحبت با يكديگر لذت ببرند .

 

مزرعه ، پادوك يا مرتع: اسبها بايد مدتي آزادانه در مرتع ، مزرعه ، پادوكها رها باشند . گذشته از علف كه غذاي طبيعي اسب است ، وقت گذراني در محوطه باز به او آرامش مي دهد . بعضي از اسبها به طور دائم آزاد هستند و برخي به تناوب ، هفته اي يا ماهي را آزادانه سر مي كنند . اسبهاي درون اصطبلي كه تمام مدت هم زير فشار كار هستند معمولا تعطيلات خود را در محوطه آزاد مي گذرانند . مهم نيست اسب چه مدت آزاد باشد ، مهم اين است كه اطمينان داشته باشيم حصار محوطه اي كه در آن رها شده ايمن است.

 

آنچه را كه بايد درفضاي آزاد مد نظر داشت ، قبل از آنكه اسب را رها كنيم نكاتي زير است :

 

حصار اسب

 

دو نكته اساسي دررابطه با حصار وجود دارد ، اول اينكه به اسب آسيب نرساند ، دوم امكان فرار نداشته باشد . حصاري كه به درستي تعبيه نشده است ، اسب را به مخاطره انداخته ، به او آسيب هم مي زند . هر حصار نا امني ممكن است باعث شود تا اسب با پريدن از روي آن ، شكستن آن يا فشار و پائين كشيدن آن ، فرار كند .

 

حصارهائي كه پايه هاي عمودي و اتصال هاي افقي چوبي دارند .

 

اين نوع حصارها گرانترين و بهترين نوع حصار محسوب مي شوند . در اين نوع حصارها دو يا سه نرده روي دو پايه نصب مي شوند . اين نوع حصارها پس از نصب بايد به درستي نگهداري شده و هر پايه يا نرده شكسته بلافاسله ترميم و يا جايگزين شود . چوب هاي اين نوع حصار بايد ايزوله شوند تا در مقابل هوا و جويدن اسب مقاومت كنند.

 

پايه هاي چوبي و سيم:

 

هزينه اين نوع حصارها كمتر است. ممكن است رديف بالا را نرده چوبي استفاده كرد و يا سه يا چهار رديف سيم از روي هر پايه عبور داد . سيم ها بايد به خوبي كشيده شده و روي هر يك از پايه ها محكم شوند . ارتفاع سيم رديف زيرين از زمين در حدود 45 سانتيمتر است تا اسب نتواند دست و پاي خود را از زير رد كرده و گير بيفتد. اگر ارتفاع سيم زيرين بيش از حد باشد ، ممكن است اسب سر خود را هم از زير آن رد كند .

 

حصار هاي الكتريكي:

 

اين نوع حصارها بيشتر براي تفكيك استفاده مي شود و زماني كاربرد دارد كه اسب از وجود آن آگاه بوده و به عملكرد آن پي ببرد .

 

در اين نوع حصارها احتمال خطر براي انسان و بخصوص اطفال وجود دارد . بهترين روش نمايان كردن چشم انداز آنست كه در فواصلي علامتي از پارچه يا پلاستيك به آن وصل مي كنند .

 

درختچه

 

اين نوع حصار بايد به اندازه كافي انبوه باشد تا امكان فرار را از اسب بگيرد و در عين حال بايد در تعبيه درختچه هائي استفاده كرد كه سمي نبوده و تيغ و خار آنها اسب را به خطر نياندازد . از اين نوع حصارها بعنوان سرپناه هم مي توان استفاده كرد .

 

ديوار

 

عرض و ارتفاع اين ديوارها بايد طوري باشد كه هم جلوي پريدن اسب از روي آنها را گرفته و هم در اثر لگد زدن نريزد .

 

حصارهاي نامناسب عبارتند از :

 

نگهداری اسب , پرورش اسب

 

 

حصارهاي توري

 

اين نوع حصارها اسب را ترغيب مي كنند كه دست يا پاي خود را داخل آن فرو كرده و گير بيفتد.

 

ويا حصارهائي كه پايه هاي نرده مانند نوك تيز دارند و نرده هاي آن هم سيمي است ، سرهاي نوك تيز پايه هاي اين نوع حصارها اسب را زخمي ميكنند.

 

سيم خاردار

 

از اين نوع حصارها در اغلب مراتع استفاده مي شود . اگر اسب خود را براي خاراندن به خارهاي اين سيم بمالد زخمي مي شود . اگر از اين نوع حصار استفاده كرديد بايد از استحكام سيم ها بطور دائم اطمينان داشته باشيد. سيم ها بايد محكم و كاملا كشيده شده باشند . اگر سيم از جاي خود رها و آزاد شود ، به دو ردست و پاي اسب پيچيده و آن را به شدت زخمي مي كند. اطراف خارجي حصار هم بايد بطور دائم مراقبت شود تا علوفه در دسترس اسب به هنگام كشيدن سرش به بيرون براي چريدن آنها سمي نبوده و آسيب رسان هم نيستند. هر نوع نارسائي در حصار بايد به فوريت برطرف شود .

 

دروازه

 

دروازه بايد به اندازه كافي عريض باشد تا اسب ها و خودروها يه راحتي از آن عبور كنند و همواره در شرايط مناسب باشد تا در استفاده از آن به زحمت نيفتيم . دروازه بايد طوري تعبيه شود كه انسانها به عبور از روي آن تشويق نشوند . اينگونه دروازها گاهي از لولا و يا از جا در رفته غير قابل استفاده مي شوند . چفت ها بايد بالا و پائين تعبيه شود تا در لنگر نياندازد.

 

موقعيت قرار گرفتن درب ورودي براي دسترسي بسيار اهميت دارد . درب ورودي كه رو به جاده اي پر رفت و آمد تعبيه شده چندان قابل توجه نيست . براي عبور و مرور اسبها ايجاد خطر كرده و دزدي اسب را هم ساده تر مي كند .

 

دسترسي به درب ورودي بايد راحت ، ساده و داراي امنيت كافي باشد .

 

تغذيه اسب

 

اسبي كه تشنه و يا گرسنه است و يا بد تغذيه مي شود هيچگاه به درستي سواري نمي دهد . غذا بايد داراي دو خاصيت عمده باشد ، حرارت بدن اسب را ثابت نگهدارد و انرژي لازم را براي زنده ماندن در درجه اول و سپس كارهاي اضافه خواسته شده او را تامين نمايد.

 

غذا بايد متناسب با كار و سن و وزن اسب بوده و تامين كننده نيازهاي رشد و انرژي او باشد. ( براي اسبي با متوسط 10 سال سن و 160 سانتي متر قد و 400 كيلو وزن كه در روز بين دو تا چهار ساعت كار مي كند 4 كيلو خوراك و 4 كيلو جو كافي است . آب تميز و بهداشتي همواره بايد در دسترس اسب باشد . مگر به هنگام خستگي زياد و يا عرق دار بودن بدن .

 

آب 60% وزن بدن را تشكيل مي دهد و عامل جذب غذاست ، 78 تا 82 درصد از خون را تشكيل مي دهد . حرارت بدن را تنظيم و به دفع مواد زايد كمك مي كند معده اسب نسبت به جثه او كوچك بوده و به تعدد دفعات غذا به مقدار كم به او فرصت هضم آسان و راحت تر را مي دهد .

 

غذا بايد حاوي مواد ازته ، چربي ، مواد هيدرو كربنه ، مواد معدني و ويتامين ها باشد . كه انواع صيفي ( يونجه ، شبدر ، ذرت ) غلات (جو ، چاودار) و ميوه ها تامين كننده نيازهاي حياتي اسب مي باشند .

 

پرخوري و يا كم خوري هر دو زيان آور هستند .

 

 

نكاتي در مورد تغذيه اسبهائي كه در مرتع و يا پادوك هستند :

 

اسبهائي كه در طول فصول سرد در مرتع به سر مي برند بايد تغذيه اضافي داشته باشند . گله عادت دارد در اطراف دروازه ها و هر جائي كه خوراك باشد تجمع كند كه اين خود موردي است براي جنگ و دعوا .

 

 

براي به حداقل رساندن اين موارد بايد به نكات ايمني زير توجه داشت :

 

- به تعداد اسبها بايد ظروف خوراك تعبيه شود كه بهتر است يك ظرف هم اضافه باشد تا از سرشاخ شدن آنها با يكديگر جلوگيري كند .

 

- ظروف خوراك هرچه بيشتر از هم فاصله داشته باشند .

 

- بسته هاي علوفه هم تا حد ممكن از يك ديگر دور باشند .

 

- تعداد بسته هاي علوفه بيشتر از تعداد اسبها باشد .

 

- تغذيه يكي دو اسب در داخل گله ايمن تر است تا آنها را جدا كرده و در محل ديگري تغذيه كنيم .

 

- هرگز با ظرفي مملو از خوراك ميان گله اسبها نرويد .

 

- علوفه هاي سمي متنوعي وجود دارند كه خوردنش براي اسب كشنده است و مي بايست هرگونه گياه سمي در اسرع وقت از مرتع و اطراف حصارها تا آنجا كه ممكن است جمع آوري و نابود شود .

 

- اگر مديريت نگهداري و مراقبت مزرعه ، پادوك و يا مرتع قابل قبول باشد ، محيطي امن آرام و ساكت براي آرامش و چراي اسبها آماده كرده ايد .

***زندگی حیوانات خشکی زی و آبزی***...

ما را در سایت ***زندگی حیوانات خشکی زی و آبزی*** دنبال می‌کنید

برچسب: همه چیز در مورد اسب , نویسنده: محمود بازدید: 223 تاريخ: 22 آبان 1391 ساعت: 17:14

  

 

از نظر تكاملي طبق يافته هاي فسيلي ، منشاء اسبهاي امروزي از پستاندار كوچكي تحت عنوان ائوهيپوس كه شباهت زيادي به روباه داشته و مربوط به حدود ششصد ميليون سال قبل ، يعني دوران ائوسن از نظر زمين شناسي است و چنين بر مي آيد كه از نظر تكاملي اسبهاي امروزي درطي ميليونها سال از اين پستاندار كوچك منشاء گرفته اند .

 

قد اين جانور در حدود 30 الي 35 سانتيمتر بوده و گسترش جهاني داشته است . بدن آن گرد و داراي پشتي خميده بوده و در هنگام راه رفتن از كف پنجه هاي خود استفاده مي كرده است . در اندام حركتي قدامي خود 4 انگشت و در اندامي خلفي خود 3 انگشت داشته است .حدود 13 نوع از اين جاندار در بخشهاي مختلف آمريكاي شمالي و انگلستان ، سيوئيس ، فرانسه و بلژيك يافته شده است .

 

بنابر كشفيات بعمل آمده نه تنها طويل شده و نيز كاهش تعداد تدريجي اندامهاي حركتي اسب استنباط مي شود ، بلكه تغييراتي كه بصورت طولاني شدن گردن و جمجمه همراه با تغيير عادات چرا كردن ( مانند خوردن ميوه هاي آبدار كه در بالاي سطح زمين رشد مي كنند ) به رژيم علف خواري ( خوردن علف هاي خشبي و سخت از سطح زمين ) ايجاد شده را مي توان بر گرفت . گرچه اولين فسيل يافت شده از ائوهيپوس به ثبت رسيده است ، ولي به جرات مي توان گفت كه اين جانور كوچك اندام از يك دودمان اصلي پستاندار كه داراي 5 انگشت بوده تكامل يافته است .

 

پس از گذشت ميليونها سال انواع تكامل يافته اين حيوان ( حدود 57 ميليون سال ) بنام تك سميان دوران پليوسن تحت نام پليوهيپوس شكل گرفت اند .

 

يافته هاي باستان شناسي در ايران توسط آقاي ماكنم ، يكي از معاونان دومرگان باستان شناس معروف ، فسيل يك نوع اسب تحت عنوان هيپاريون در سال 1904 ميلادي در ناحيه مرزه چال مراغه بدست آمده است كه مربوط به اواخر دوران سوم زمين شناسي يعني پليوسن و قبل از فوارن آتشفشان سهند ( بيش از يك ميليون سال قبل ) مي باشد .

 

با آغاز دوره يخبندان در كره زمين و تغييرات جوي انواع مختلف پليوهيپوس مهاجرتهاي گسترده اي به قاره هاي قديم ( آسيا ، اروپا و آفريقا ) آغاز كردند . بنابر دلايلي كه هنوز روشن نيست قاره آمريكا بطور ناگهاني و پس از قطع ارتباط آن با قاره هاي قديم ، از وجود پليوهيپوس پاك گرديد.

 

انواع مختلف پليوهيپوس در طي مهاجرتهاي خود در بخشهاي آفريقا و اروپا و آسيا پراكنده شدند و منشاء انواع مختلف گور خر ، خر و چهار تيپ از اجداد اوليه اسبهاي امروزي گرديدند .

بنابر اين اسبهاي امروزي داراي چهار جد اوليه هستند و از نظر تاريخي فلات ايران منطبق بر محدوده جغرافيائي پراكندگي دو نوع از انواع چهار گانه اين اجداد محسوب مي شود .

 

اسبهاي نژاد تركمن و كاسپين موجود در اين سرزمين پس از گذشت قريب به يك ميليون سال از پيدايش آن دو نوع اجداد اوليه اسب ، هنوز بعنوان شبيه ترين اسبهاي موجود در جهان به اجداد فوق محسوب مي شود و مورد توجه خاص جهانيان و پژوهشگران قرار گرفته است .

 

چگونه اسب انتخاب كنيم ؟

 

اسب, عکس اسب,اسب حیوان نجیبی است,نگهداری اسب, پرورش اسب, خرید اسب

انتخاب اسب

 

اسب هايي كه اشكال اندام و يا اخلاقي دارند:

درچندين سال گذشته توليد اسب پيشرفت شاياني كرده است . اسب هاي ورزشي امروزه از كميت قابل توجهي برخوردارند. عليرغم اين نكات بايد بدانيم كه هيچ اسبي كامل نيست . همه آرزوي داشتن اسبي كامل داريم ، ولي پيدا كردن آن چندان هم ساده نيست . هنر تربيت اسب پي بردن به توانايي هاي بالقوه اسب و پرورش آن تا حد ممكن است .بايد بدانيم كه چگونه و تا چه اندازه اي مي توانيم به نقائص اخلاقي و اندامي اسب پي ببريم . اين آگاهي نياز به تجربه اي گران و كار كردن سال هاي متمادي با اسب هاي مختلف دارد.

 

بايد بدانيم كه تربيت هر اسب با اسب ديگر متفاوت و داراي راز و رمز خاصي است . ولي چهارچوب كلي آن همين اصول اوليه تربيت اسب است كه درباره اش بحث كرديم . به هرحال روش هايي وجود دارند كه درباره نحوه كار با اسب هايي كه خوش اخلاِق نيستند و نقصي در اندامشان وجود دارد، بحث مي كنند. معني اين بحث اين نيست كه مباني اصول اوليه ناديده گرفته مي شوند بلكه عليرغم مشكلات ، فقط ممكن است اين اصول جابه جا شوند.

 

بد اخلاقي:

 

اسب با خصوصيات اخلاقي و اندام خاصي خود به دنيا مي آيد. با استفاده از اصول صحيح آموزش و محيط سالم مي تواند اسب را براي سواري دادن به كار كشيد. از طرف ديگر چنانچه روش آموزش و نگهداري غلط در پيش گرفته شود، نتيجه عكس آنچه گفته شد خواهد بود. اصلاح مشكلات طبيعي اسب مشكل است . تجربه ثابت كرده است كه عليرغم صرف وقت و تلاش مضاعف چنانچه موفقيتي مناسب به وجود آيد مشكل نهفته خودنمايي خواهد كرد.

 

اسب عصبي:

 

اين گونه اسب ها در روبرو شدن با موقعيت هاي غيرمعمول از قبيل صداي غريب ، و حركت هاي سريع و يا پرچم رم مي كنند: اين گونه اسب ها در اثر كار دقيق و نگهداري صحيح و حوصله آرام مي شوند. اگر اسب در حركت عصبي است و يا از اشياء روي زمين رم مي كند، كار بسيار مشكل خواهد شد. تجربه من نشان داده كه اين گونه اسب ها هرگز كاملاً آرامش پيدا نمي كنند. مربي فقط بايد محدوديت ها را در نظر بگيرد و برعكس حساسيت هاي زيادي و يا عصبيت هاي خاصي مي تواند مورد استفاده قرار بگيرد. خود من ترجيح مي دهم با اسبي سرحال ، اگر چه كمي عصبي و نگران كار كنم تا اسبي تنبل . اسب عصبي براي سواركاري با حوصله بدون حركت اضافه و آرام روي اسب ، هديه اي آسماني است . چنين اسبي كمترين اثرها را نياز دارد و سوار هم كه آرامش خود را روز او حفظ مي كند و زماني مي رسد كه اسب اثر ساِق را پذيرفته و به جلو رانده مي شود. در اين بازي برنده سواركار با حوصله است ولي سوار كار بي حوصله هيچ گاه نبايد اسب عصبي سوار شود.

 

اسب تنبل :

 

اسب تنبل سوار را به جنون مي كشد. در ابتدا مي بايست پي برد كه اسب ذاتاً تنبل است يا اين كه دلائلي باعث اين تنبلي است . به عنوان مثال ، ممكن است اسب به آمادگي مطلوب نرسيده باشد. مثلاً چاقِ يا لاغر باشد، بيمار بوده و يا اثرهاي سوار را نمي فهمد. بهتر است اسب تنبل را همراه با اسبي چالاك به صحرا ببريم . اگر او همچنان ميل به حركت نداشت ، سوار اثرها را قوي تر كند. و در موقع مناسب او ضربات مقطع و شديد شلاِق را به كار خواهد گرفت و اگر اسب به جلو پريد بايد او را نوازش كرد. اين تمرين بايد تا آن جا كه تكرار شود تا اسب منظور سوار را دريافته به سادگي به اثرها جواب دهد. مهم اين است كه سوار اسب را به حركت به جلو وادار كند. او مي بايست اين فشارها را به مرور كاهش دهد تا اسب را نسبت به آنها بي تفاوت نشود.

 

اسب كله شق :

 

اين گونه اسبي قادر به تحرك و اعمال قدرت است و مايل نيست آنها را در خدمت سوار كار بي تفاوت بگذارد. و نكته اين جاست كه اسب پي ببرد سوار آنقدرها خبره و مصمم نيست . اسب به سرعت به اين موضوع پي برده و سردست مي زند و مشكل بتوان اين حركت را از سرش انداخت . براي حل اين مشكل سواري مورد نياز است كه به زين چسبيده و بدون اين كه اسب اجازه نافرماني بدهد او را به جلو هدايت كند. به محض اطاعت اسب سوار بايد او را نوازش كرده و اطمينان اسب را جلب كند. به محض اين كه سوار احساس كند اسب مي خواهد رم كند و يا سردست بزند، بايد يكي از دستجلوها را كشيده و مانع حركت او شود و دقت كند كه حركت طولاني نباشد، چه ممكن است اسب روي سواركار بغلتد.

 

نامتناسب بودن اندام:

 

امروزه اسب هايي كه داراي مشكلاتي در اندام هستند به ندرت براي فروش به عنوان اسب ورزشي ارائه مي شوند. اگر اين عدم تناسب فقط مربوط به ضعف دست و پاها و مفاصل باشد، با مراقبت و پيگيري و حفاظت مي توان اين نقاط ضعيف آنها را همراه با پرورش ساير اندام ها پروراند. البته گفتن اين مطلب بسيار ساده و عمل آن بسيار مشكل است .

 

نامتناسب بودن گردن:

 

امروزه اين اسب ها كمتر براي فروش ارائه مي شوند. اگر علاوه برنامتناسب بودن گردن فك پايين هم سنگين و بزرگ باشد، احتمال درست كردن چنين اسبي خيلي ضعيف است . بزرگي و سنگيني فك پايين به اسب اجازه نمي دهد به آبخوري شود. چرا كه استخوان بزرگ فك پايين روي گردن فشار آورده و اجازه فعاليت را از آن مي گيرد. من پيشنهاد مي كنم با چنين اسبي كار نشود.

 

بعضي از اشكالات گردن مثل شكستگي از مهره سوم ناشي از دست هاي خشن سواركار است ، به هنگام تربيت اسب جوان يا اسبي كه در اثر بدسواري خراب شده است ، بايد پيرو همان اصولي بود كه اسب از عقب به جلو درست مي شود، نه اين كه روي سر و گردن او فشار آورده و آنها را از كار بياندازيم .

 

اسب هايي كه داراي گردن قوي مانندي هستند معمولاً برقرار تماس با دهان آنها مشكل است . براي تربيت اين گونه اسب ها بايد تلاشي مضاعف داشت و برنامه آموزشي طولاني مدت و سخت از جهت سواركار - براي آنها در نظر گرفت . و اگر قصد داشته باشيم آنها را زود به بهره برداري برسانيم موجب شكستن گردن از مهره سوم مي شويم . وقتي كه اسب سرو گردن خود را جلو و پايين كشيده به دنبال آبخوري مي رود مي توان آموزش او را ادامه داد. اگر از اسبي با اين خصوصيات خيلي زود بخواهيم سرو گردن را افراشته كند، عضلات ناحيه جدوگاه او لق تر شده و ديگر اصلاح نمي شود.

 

اين نوع گردن انعطاف پذير است مي تواند آن را جمع كرد و يا به طرفين انحناء داد كه باعث جابجائي گردن شده و شانه خارج را به طرف خارج متمايل مي كند. راندن اين گونه اسب ها به جلو بسيار مهم است . اگر اسب آبخوري را قبول نمي كند، آبخوري كلفت تري استفاده كنيد. در حركت روي قوس ها اثرهاي دست و وزن و پاي خارج قوي تر باشند. براي ريشه كني اين نقيصه بايد عضلات زيرين گردن را قوي كرد و با راندن اسب به جلو و واداشتن او براي كشيدن سرو و گردن به جلو و پايين اين امر ميسر است .

 

گردن گوزني :

 

عضلات زيرين اين گونه گردن بسيار بزرگ هستند. براي اسبي اين چنين كشيدن گردن بسيار مشكل است . بايد عضلات زيرين گردن را آب كرده و عضلات بالائي را پرورش دهيم و مي توان اسب را با بغل بندهايي كه پايين تر بسته شده اند و يا تعليمي ثابت كه سر او را پايين نگه مي دارد سوار شد. اين گونه اسب ها كمر منقبض دارند. كار روي كاوالتي و پرشهاي ژيمناستيكي براي نرم كردن كمر آنها بسيار مفيداند.

 

شكل غلط كمر:

 

اسب هايي كه طول كمر آن ها - كوتاه يا بلند - غلط است همواره از آن دسته اي نيستند كه براي كار مشكل داشته باشند. اسب هايي كه كمر آنها بلند است معمولاً خوش سواري هستند. اگر عضلات كمر آنها بين جدوگاه و تهي گاه به خوبي پرورانده شده باشند، مشكلي براي كار نخواهند داشت و برعكس كمربلند و نرم مزيتي است براي تربيت او. به هرحال اگر كمر آنقدر بلند باشد كه پاها نتوانند خود را به مركز ثقل برسانند، طول گام ها كوتاه شده و اين گونه اسبها براي درساژ مناسب نيستند، ولي براي پرش و سه روزه مناسب ترند، چرا كه در صورت ارتكاب اشتباهي ، از كمر خود به عنوان ستوني متعال كننده كمك مي گيرند. بايد به هنگام شروع آموزش چنين اسبي در نظر داشت كه ، كمربلند را نمي توان با آموزش كوتاه كرد، فقط مي توان با نيم توقف و حركت هاي انتقالي متوالي در تمرين ها شلنگ هاي او را كشيده تر كرد.

 

كمر كوتاه :

 

بديهي است كه پاي اين گونه اسب ها به راحتي به زيرآمده و تجمع آنها ساده تر است . از طرف ديگر آنها همواره با مشكل كمر مواجه اند. كمر كوتاه نيازمند گردن بلند است تا به نرمش آن كمك كند. اگر طول گردن اسب بلند نباشد در عمل مشكل بتوان پاهاي اسب را به زير كشيد. اين گونه اسب ها خوش سواري نيستند. اسب هاي كمر كوتاه فقط زماني به حداكثر توان ورزشي مي رسند كه سوار توجه خاصي به تمرين هاي به جلو و پايين كشنده مبذول كرده و دست هاي بسيار نرمي داشته باشد.

 

اسبي كه عقبش بلندترازجلوست :

 

از آن جا كه اسب هاي جوان هنوز به كاملترين مرحله رشد نرسيده اند، معمولاً عقبشان بلندتر از جلويشان است و در نتيجه وزن روي دستهايشان مي افتد. اگر پس از رشد كامل اين نقيصه برطرف نشود اين چنين اسبي براي درساژ مناسب نيست . براي پرش نمي توان آن را نقص به حساب آورد، چرا كه اسب هاي «هالاوآلا» برنده مدال هاي المپيك شده اند.

 

در تمرين ها نبايد از اين اسبها خواسته شود كه در زمان طولاني با سر پايين و كشيده حركت كننده ، حتي در زمان استراحت هم بايد براي حفظ تعادل سرو گردن را كمي بالاتر بگيرند.

 

كپل هاي افتاد يا بُز كپل:

 

زاويه مفاصل خرگوشي اين گونه اسب ها حاده است و نمي توان آنها را آنقدر پرورش داد كه قوي شده و نهايت فعاليت را داشته باشند. آنها مناسب پرش نيستند و براي درساژ هم بايد با احتياط به طرف آنها رفت . اين چنين اسب هايي ، پاهاي خود را به راحتي به زير مي كشند ولي فشار مضاعفي روي كمر خود وارد مي كنند كه مشكل زاست . آنها را همواره بايد با قدرت و حداقل تجمع به جلو حركت داد.

 

نقص در پاها:

 

آموزش اين اسب ها محتاطانه است . سوار كار بايد چگونگي كار با اين اسب ها را دقيقاً برنامه ريزي كرده باشد. هر دو نقيصه به يكسان فشار بيش از اندازه برروي مفاصل خرگوشي وارد مي كنند.

 

هر دو گونه بايد تمرين هاي تجمعي محدود داشته باشند. تجربه به من نشان داده كه با اسب مفصل گاوي مي توان بيشتر كار كرد، چرا كه فرسايش اين نوع مفاصل كمتر از بقيه انواع مفاصل خرگوشي هستند.

 

با تمرين هاي روي دو محور و شانه به داخل مي توان تعادل برقرار كرد، اما مشكل بتوان به درجاتي از موفقيت اطمينان داشت . در جائي كه مي توان با اسب سالم كار كرد، بهتر است از كار كردن يا خريدن اسب هايي كه مشكل اندامي و اخلاقي دارند بپرهيزيم .

 

استانداردهاي محل نگهداري اسب :

 

اسب, عکس اسب,اسب حیوان نجیبی است,نگهداری اسب, پرورش اسب, خرید اسب

محل نگهداري اسب

 

اصطبل : از آنجائي كه اسب بيشتر اوقات شبانه روز را در اصطبل بسر مي برد محل نگهداري او بايد داراي شرايط زير باشد :

 

- آفتابگير باشد ، تا هم خود اسب و هم محيط اطراف او در معرض تابش نور خورشيد بوده و در معرض امراض ناشي از عدم تابش نور قرار نگيرد. اسب بطور مداوم خود را تخليه ميكند و محيطي مناسب براي رشد و نمو ميكروبها بوجود مي آورد و ميكروب امراضي از قبيل كزاز در محيط آلوده اصطبلي بدون نور آفتاب ، براحتي زندگي مي كنند.

 

- داراي فضاي كافي بوده تا اسب براحتي در آن گردش كرده و بخوابد و بلند شود . اسبها در صورت احساس امنيت و داشتن فضاي كافي براحتي مي خوابند .

 

- حرارت ثابتي داشته باشد .

 

- ديوارهاي آن از مصالحي ساخته شده باشد كه در اثر سايش اندامهاي اسب با آنها ،او را زخمي نكند .

 

- آخورها و كف آن قابل شستشو باشد و هر چند روز يكبار بخصوص آخورها ، تميز شوند . بستر نرم و پوشيده از كلش يا خاك اره باشد تا براحتي قابل حمل و نقل بوده و هرچند روز يكبار تعويض شوند .

 

- درب و يا دربها به اندازه كافي فضا براي ورود و خروج اسب داشته باشند .

 

- حصارهاي بين اتاقكها طوري تعبيه شوند كه اسبها براحتي يكديگر را ديده و از مصاحبت با يكديگر لذت ببرند .

 

مزرعه ، پادوك يا مرتع: اسبها بايد مدتي آزادانه در مرتع ، مزرعه ، پادوكها رها باشند . گذشته از علف كه غذاي طبيعي اسب است ، وقت گذراني در محوطه باز به او آرامش مي دهد . بعضي از اسبها به طور دائم آزاد هستند و برخي به تناوب ، هفته اي يا ماهي را آزادانه سر مي كنند . اسبهاي درون اصطبلي كه تمام مدت هم زير فشار كار هستند معمولا تعطيلات خود را در محوطه آزاد مي گذرانند . مهم نيست اسب چه مدت آزاد باشد ، مهم اين است كه اطمينان داشته باشيم حصار محوطه اي كه در آن رها شده ايمن است.

 

آنچه را كه بايد درفضاي آزاد مد نظر داشت ، قبل از آنكه اسب را رها كنيم نكاتي زير است :

 

حصار اسب

 

دو نكته اساسي دررابطه با حصار وجود دارد ، اول اينكه به اسب آسيب نرساند ، دوم امكان فرار نداشته باشد . حصاري كه به درستي تعبيه نشده است ، اسب را به مخاطره انداخته ، به او آسيب هم مي زند . هر حصار نا امني ممكن است باعث شود تا اسب با پريدن از روي آن ، شكستن آن يا فشار و پائين كشيدن آن ، فرار كند .

 

حصارهائي كه پايه هاي عمودي و اتصال هاي افقي چوبي دارند .

 

اين نوع حصارها گرانترين و بهترين نوع حصار محسوب مي شوند . در اين نوع حصارها دو يا سه نرده روي دو پايه نصب مي شوند . اين نوع حصارها پس از نصب بايد به درستي نگهداري شده و هر پايه يا نرده شكسته بلافاسله ترميم و يا جايگزين شود . چوب هاي اين نوع حصار بايد ايزوله شوند تا در مقابل هوا و جويدن اسب مقاومت كنند.

 

پايه هاي چوبي و سيم:

 

هزينه اين نوع حصارها كمتر است. ممكن است رديف بالا را نرده چوبي استفاده كرد و يا سه يا چهار رديف سيم از روي هر پايه عبور داد . سيم ها بايد به خوبي كشيده شده و روي هر يك از پايه ها محكم شوند . ارتفاع سيم رديف زيرين از زمين در حدود 45 سانتيمتر است تا اسب نتواند دست و پاي خود را از زير رد كرده و گير بيفتد. اگر ارتفاع سيم زيرين بيش از حد باشد ، ممكن است اسب سر خود را هم از زير آن رد كند .

 

حصار هاي الكتريكي:

 

اين نوع حصارها بيشتر براي تفكيك استفاده مي شود و زماني كاربرد دارد كه اسب از وجود آن آگاه بوده و به عملكرد آن پي ببرد .

 

در اين نوع حصارها احتمال خطر براي انسان و بخصوص اطفال وجود دارد . بهترين روش نمايان كردن چشم انداز آنست كه در فواصلي علامتي از پارچه يا پلاستيك به آن وصل مي كنند .

 

درختچه

 

اين نوع حصار بايد به اندازه كافي انبوه باشد تا امكان فرار را از اسب بگيرد و در عين حال بايد در تعبيه درختچه هائي استفاده كرد كه سمي نبوده و تيغ و خار آنها اسب را به خطر نياندازد . از اين نوع حصارها بعنوان سرپناه هم مي توان استفاده كرد .

 

ديوار

 

عرض و ارتفاع اين ديوارها بايد طوري باشد كه هم جلوي پريدن اسب از روي آنها را گرفته و هم در اثر لگد زدن نريزد .

 

حصارهاي نامناسب عبارتند از :

 

نگهداری اسب , پرورش اسب

 

 

حصارهاي توري

 

اين نوع حصارها اسب را ترغيب مي كنند كه دست يا پاي خود را داخل آن فرو كرده و گير بيفتد.

 

ويا حصارهائي كه پايه هاي نرده مانند نوك تيز دارند و نرده هاي آن هم سيمي است ، سرهاي نوك تيز پايه هاي اين نوع حصارها اسب را زخمي ميكنند.

 

سيم خاردار

 

از اين نوع حصارها در اغلب مراتع استفاده مي شود . اگر اسب خود را براي خاراندن به خارهاي اين سيم بمالد زخمي مي شود . اگر از اين نوع حصار استفاده كرديد بايد از استحكام سيم ها بطور دائم اطمينان داشته باشيد. سيم ها بايد محكم و كاملا كشيده شده باشند . اگر سيم از جاي خود رها و آزاد شود ، به دو ردست و پاي اسب پيچيده و آن را به شدت زخمي مي كند. اطراف خارجي حصار هم بايد بطور دائم مراقبت شود تا علوفه در دسترس اسب به هنگام كشيدن سرش به بيرون براي چريدن آنها سمي نبوده و آسيب رسان هم نيستند. هر نوع نارسائي در حصار بايد به فوريت برطرف شود .

 

دروازه

 

دروازه بايد به اندازه كافي عريض باشد تا اسب ها و خودروها يه راحتي از آن عبور كنند و همواره در شرايط مناسب باشد تا در استفاده از آن به زحمت نيفتيم . دروازه بايد طوري تعبيه شود كه انسانها به عبور از روي آن تشويق نشوند . اينگونه دروازها گاهي از لولا و يا از جا در رفته غير قابل استفاده مي شوند . چفت ها بايد بالا و پائين تعبيه شود تا در لنگر نياندازد.

 

موقعيت قرار گرفتن درب ورودي براي دسترسي بسيار اهميت دارد . درب ورودي كه رو به جاده اي پر رفت و آمد تعبيه شده چندان قابل توجه نيست . براي عبور و مرور اسبها ايجاد خطر كرده و دزدي اسب را هم ساده تر مي كند .

 

دسترسي به درب ورودي بايد راحت ، ساده و داراي امنيت كافي باشد .

 

تغذيه اسب

 

اسبي كه تشنه و يا گرسنه است و يا بد تغذيه مي شود هيچگاه به درستي سواري نمي دهد . غذا بايد داراي دو خاصيت عمده باشد ، حرارت بدن اسب را ثابت نگهدارد و انرژي لازم را براي زنده ماندن در درجه اول و سپس كارهاي اضافه خواسته شده او را تامين نمايد.

 

غذا بايد متناسب با كار و سن و وزن اسب بوده و تامين كننده نيازهاي رشد و انرژي او باشد. ( براي اسبي با متوسط 10 سال سن و 160 سانتي متر قد و 400 كيلو وزن كه در روز بين دو تا چهار ساعت كار مي كند 4 كيلو خوراك و 4 كيلو جو كافي است . آب تميز و بهداشتي همواره بايد در دسترس اسب باشد . مگر به هنگام خستگي زياد و يا عرق دار بودن بدن .

 

آب 60% وزن بدن را تشكيل مي دهد و عامل جذب غذاست ، 78 تا 82 درصد از خون را تشكيل مي دهد . حرارت بدن را تنظيم و به دفع مواد زايد كمك مي كند معده اسب نسبت به جثه او كوچك بوده و به تعدد دفعات غذا به مقدار كم به او فرصت هضم آسان و راحت تر را مي دهد .

 

غذا بايد حاوي مواد ازته ، چربي ، مواد هيدرو كربنه ، مواد معدني و ويتامين ها باشد . كه انواع صيفي ( يونجه ، شبدر ، ذرت ) غلات (جو ، چاودار) و ميوه ها تامين كننده نيازهاي حياتي اسب مي باشند .

 

پرخوري و يا كم خوري هر دو زيان آور هستند .

 

 

نكاتي در مورد تغذيه اسبهائي كه در مرتع و يا پادوك هستند :

 

اسبهائي كه در طول فصول سرد در مرتع به سر مي برند بايد تغذيه اضافي داشته باشند . گله عادت دارد در اطراف دروازه ها و هر جائي كه خوراك باشد تجمع كند كه اين خود موردي است براي جنگ و دعوا .

 

 

براي به حداقل رساندن اين موارد بايد به نكات ايمني زير توجه داشت :

 

- به تعداد اسبها بايد ظروف خوراك تعبيه شود كه بهتر است يك ظرف هم اضافه باشد تا از سرشاخ شدن آنها با يكديگر جلوگيري كند .

 

- ظروف خوراك هرچه بيشتر از هم فاصله داشته باشند .

 

- بسته هاي علوفه هم تا حد ممكن از يك ديگر دور باشند .

 

- تعداد بسته هاي علوفه بيشتر از تعداد اسبها باشد .

 

- تغذيه يكي دو اسب در داخل گله ايمن تر است تا آنها را جدا كرده و در محل ديگري تغذيه كنيم .

 

- هرگز با ظرفي مملو از خوراك ميان گله اسبها نرويد .

 

- علوفه هاي سمي متنوعي وجود دارند كه خوردنش براي اسب كشنده است و مي بايست هرگونه گياه سمي در اسرع وقت از مرتع و اطراف حصارها تا آنجا كه ممكن است جمع آوري و نابود شود .

 

- اگر مديريت نگهداري و مراقبت مزرعه ، پادوك و يا مرتع قابل قبول باشد ، محيطي امن آرام و ساكت براي آرامش و چراي اسبها آماده كرده ايد .

***زندگی حیوانات خشکی زی و آبزی***...

ما را در سایت ***زندگی حیوانات خشکی زی و آبزی*** دنبال می‌کنید

برچسب: همه چیز در مورد اسب , نویسنده: محمود بازدید: 697 تاريخ: 22 آبان 1391 ساعت: 17:14

برای پرورش بوقلمون به روش صنعتی نیاز است که پاره ای از موارد مد نظر قرار گیرد تا با اعمال آنها نتیجه مطلوبی عاید سرمایه گذاران گردد . در این مقاله سعی شده تا به پاره ای از این نکات که جهت شروع پرورش مفید و ضروری هستند اشاره شود :
آشیانه بوقلمون :
پرورش گله های کوچک باید در ماه های گرم سال آغاز شود تا نیاز به وسایل پر خرج برای گرم کردن به حداقل برسد . آشیانه جوجه ها باید چنان بنا شود که به سهولت و بدون هیچگونه ناراحتی بتوان آنرا تهویه نمود .اگر یک ساختمان خوب و کوچک قابل حصول نباشد می توان در یک سالن بزرگ یک آشیانه کوچک ساخت . کف آشیانه باید بگونه ای ساخته شود که بسهولت قابل تمیز کردن باشد . محل پرورش بوقلمونهای جوان باید به حد کافی گرم و فاقد رطوبت اضافی باشد . همچنین یک آشیانه با امکانات تهویه خوب و به خوبی عایق بندی شده در مناطق با شرایط اقلیمی سرد از اهمیت خاص برخوردار است . پنجره آشیانه جوجه ها باید چنان باشد که وقتی باز می شود به طرف پایین سر بخورد و یا چنان از پایین لولا شود که هنگام باز شدن ، هوای تازه و احتمالا سرد مستقیما روی بدن جوجه ها نوزد بلکه پس از برخورد به سقف وارد آشیانه شود که این امر بهترین نوع تهویه را ممکن می سازد . پنجره ها باید در جلو و عقب آشیانه مستقر شوند . برای هر متر مربع آشیانه یک دهم متر مربع پنجره منظور می شود . بعضی پرورش دهندگان محوطه پرورش را با پرچینی محصور می کنند و از آشیانه بعنوان سر پناه استفاده می کنند . همچنین می توان از سایه بانها نیز استفاده نمود. هنوز هم تعدادی از پرورش دهندگان از سایه بان استفاده می کنند که اغلب به آشیانه یا سر پناه متصل اند. کف سایه بانها از نرده های تخته ای یا سیم ساخته می شود و با فاصله کمی از زمین مستقر می گردند تا مدفوع زیر آن و بر روی زمین بریزد که این امر تمیز کردن آنرا آسان می کند . البته توجه داشته باشید که بوقلمونهای نژاد درشت را در سایه بانهایی با کف نرده ای و سیمی نباید نگهداری کرد زیرا دچار طاول و پینه و همچنین اختلالات کف و ساق پا می شوند که این عوارض در بوقلمونهای نژاد سبک بروز نمی کند .
در واحدهای بزرگ از روش پنجره بسته (windowless ) استفاده می کنند که این گونه آشیانه ها باید کاملا عایق بندی شوند . باید در هر دقیقه حدود 03/0 متر مکعب هوا با فشار حدود 5/0 سانتی متر بر هر کیلو وزن بوقلمونهای بالغی که در معرض تهویه هستند وارد شود .
مساحت کف آشیانه :
تا هشت هفتگی برای هر ده جوجه بوقلمون یک متر مربع کافی است . از 12-8 هفتگی برای هر ده جوجه بوقلمون دو متر مربع و برای بوقلمونهای بین 16-12 هفتگی برای هر ده بوقلمون جوان 5/2 متر مربع باید در نظر گرفته شود .
برای بوقلمونهای جوان ( نر و ماده ) در حال رشد به ازا هر بوقلمون 4/0 متر مربع فضا در نظر می گیرند . البته اگر تمام گله بوقلمون نر باشد برای هر بوقلمون 5/0 متر مربع و چنانچه ماده باشد به ازا هر بوقلمون 3/0 متر مربع فضا لازم است . برای بوقلمونهای سبک و آنها که در سیستم بسته پرورش داده می شوند مساحت آشیانه باید کمتر از ارقام فوق باشد .
دستگاه مادر مصنوعی :
چند نوع دستگاه مادر مصنوعی وجود دارد . مادرهای گازی و الکتریکی بهترین نوع جهت پرورش در گله های کوچک هستند . دستگاههای مادری که برای 250 جوجه مرغ کافی است برای 125 جوجه بوقلمون کفایت می کند .
باید 24 ساعت قبل از ورود جوجه ها دستگاههای مادر را به کار انداخت تا آشیانه گرمای لازم را کسب کند . اگر از دستگاه های مادر گرد استفاده شود درجه حرارت برای طیور سفید 40 درجه سانتی گراد و برای طیور زرد و قهوه ای 35 درجه سانتی گراد در نظر گرفته می شود . این درجه حرارت از داخل در فاصله 18 سانتی متری لبه خارجی دستگاه مادر و در 5 سانتی متری بستر یا در حد ارتفاع پشت جوجه بوقلمون در نظر گرفته شود . باید هر هفته حدود 3-2 درجه حرارت را پایین آورد تا به میزان مناسب 20 درجه سانتی گراد برسد . اگر منطقه پرورش جوجه گرم باشد می توان در طول روز دستگاه ها را خاموش کرد . پس از هفته ششم هیچ گونه منبع حرارتی نه برای شب و نه برای روز لازم نیست .
دستگاههای گرما ساز باید به فاصله 45 سانتی متری از سطح بستر آویزان گردند . حرارت دستگاه های مادر در ابتدا حدود 35 درجه سانتی گراد است که در ادامه دوره پرورش و به تدریج هفته ای 5/3 – 3 درجه کاهش پیدا می کند که این امر تا 6 هفتگی ادامه دارد . در حین پایین آوردن درجه حرارت باید رفتار جوجه ها را مد نظر قرار داد . درجه حرارت خارج از منبع حرارتی یعنی محیط اطراف و بیرون از دستگاه مادر باید حدود 21 درجه سانتی گراد باشد تا جوجه ها احساس راحتی کنند . تهویه باید به نحو احسن انجام گیرد . میزان رطوبت برای جوجه های بوقلمون در داخل سالن 65% است . دستگاه های مادر باید دارای حفاظ باشند تا جوجه ها از اطراف منبع حرارتی دور نشوند . حفاظی به ارتفاع 45 سانتی متر برای هر دستگاه توصیه می شود .در شرایط آب و هوایی گرم ، حفاظی به اندازه 30 سانتی متر کافی خواهد بود . حفاظ مادر باید در فاصله 65-60 سانتی متری لبه دستگاه مادر مستقر شود و به تدریج این فاصله به 120-90 سانتی متر برسد و پس از گذشت 10-7 روز می توان حفاظ را برداشت . اگر جوجه ها در فصل سرما ریخته شوند و آشیانه به قدر قابل ملاحظه ای وسیع باشد می توان بوسیله پاراوان قسمتی از آشیانه را جدا کرد و به تدریج که جوجه ها بزرگ می شوند فاصله پاراوان را بیشتر کرد .
وسایل دانخوری :
در اولین روزها می توان غذای جوجه ها را در ظرف های ساده قرار داد ولی چون اشکالاتی در درک دارند و حیوانات کودنی به حساب می آیند ، بهتر است در کنار هر آبخوری و دانخوری ، وسیله و مواد بی ضرر و براق قرار داد تا توجه جوجه ها را به خود جلب کند . ریختن مقدار جزئی آرد یا ریزه های سنگ خارا روی دان روزی دوبار برای سه روز اول زندگی ، بوقلمونها را تشویق به خوردن می نماید . نباید دانخوری ها را مملو از دان کرد زیرا دان روی بستر می ریزد و جوجه ها به هوای دان روی بستر آنرا می خورندمگر اینکه روی بستر را با کاغذ بپوشانند . برای جوجه های هفت روزه تا سه هفتگی دانخوری کوچک به اندازه حدود 7-5 سانتی متر برای هر جوجه مناسب است . از سن 3 هفتگی به بالا تا سن عرضه به بازار از دانخوری های با سایز بزرگ استفاده می شود به طوریکه عمق دانخوری 10 سانتی متر و طول دانخوری 8-7 سانتی متر برای هر قطعه بوقلمون مناسب است . اگر دانخوری عریض باشد و بتوان از دوطرف آن استفاده کرد بدین ترتیب یک متر از این دانخوری را دو متر محسوب می کنیم .
نور رسانی :
در دو هفته اول زندگی نور باید به قدر کافی در اختیار جوجه ها باشد تا بتوانند آب و غذا را ببینند . لامپهای 200 واتی با فواصلی در حدود 3 متر مستقر شوند . یک چراغ 15-7/5 واتی باید در داخل و زیر هر دستگاه مادر قرار داده شود . پس از دو هفته اول می توان نور را کاهش داده تا در این سن از بروز استرس ، روی هم ریختن جوجه ها و اضطراب جلوگیری شود .
تغذیه :
برای پرورش بوقلمون دو برنامه غذایی اساسی باید در نظر گرفته شود . یکی غذای تمام نرم یا آردی و دیگری دانه ای یا پلت . نیازهای تغذیه ای بوقلمون بر اساس سن متغیر است . همچنانکه بر سن بوقلمون افزوده می شود ، نیازهای پروتئین ، ویتامین و مواد معدنی این پرنده کاهش می یابد و بر نیاز آن به انرژی افزوده می شود . مواد غیر قابل حل مانند سنگ ریزه ( گرانیت ) باید در سنین 10-8 هفتگی به غذای بوقلمون اضافه شود . دان بوقلمون باید حتما حاوی یک ماده مقابله کننده با کوکسیدوز باشد و همچنین وجود یک ماده پیشگیری کننده بیماری سیاه سر ( black head ) نیز در غذای بوقلمون ضروری است . باید همیشه غذا و آب در اختیار پرنده باشد . غذای غیر نرم یعنی با ذرات درشت ( pellet ) را می توان ار هفته چهارم زندگی برای جوجه های بوقلمون در نظر گرفت . می توان برای تغذیه بوقلمون از یونجه تازه و ترد ، شبدر خوب ، علوفه سبز تازه یا جوانه سبز غلات که به خوبی خرد شده و فاقد رشته های بلند باشد استفاده کرد . همه اینگونه مواد را می توان روزی یک یا دوبار به بوقلمون های جوان داد . هرگز نباید علوفه پژمرده یا خشکیده و سایر مواد غذایی مشابه را در اختیار پرنده گذاشت . در فرمول غذایی بوقلمون می توان از کنجاله سویا ، ذرت آسیاب شده و مشابه آنها استفاده و دان تهیه کرد . غذای بوقلمونهای در حال رشد را از سن هشت هفتگی تا عرضه به بازار باید در اختیار بوقلمون های جوان قرار داد . پروتئین موجود در آرد سویای پوست کنده برای بوقلمون های بالغ بسیار قابل هضم ولی مواد هیدروکربنه موجود در آن زیاد قابل جذب نیست .
میزان غذای بوقلمون :
جوجه بوقلمون تا 24 ساعت و یا حتی بیشتر احتیاج به خوردن و آشامیدن ندارند زیرا از زرده ذخیره بدن استفاده می کنند ولی بعد از این مدت باید غذا و آب کافی در اختیار آنها قرار داد . مقدار غذایی که توسط جوجه بوقلمونهای در حال رشد خورده می شود در اولین ماه زندگی 460-450 گرم است . اصولا بوقلمون حیوانی است که مخصوص گوشت پرورش داده می شود از اینرو بیشتر انتخاب در بوقلمون از نظر تبدیل غذایی صورت می گیردبدین ترتیب که هر چه بوقلمون در ازاء غذای کمتر گوشت بیشتری تولید کند بهتر است . بوقلمون از نظر ضریب تبدیل پرنده خوبی به شمار می رود زیرا به طور متوسط میزان ضریب تبدیل غذایی در آنها در اوایل زندگی حدود 3 به 1 است . در برخی مزارع از غذای تمام آردی و در برخی دیگر از غذای آردی- دانه ای استفاده می شود اما در گروهی از مزارع نیز تا 8 هفتگی غذای تمام آردی و از 8 هفتگی به بعد غذای دانه ای – آردی در اختیار پرنده قرار می دهند . اگر بوقلمون به طریقه محدود نگهداری شود ، اضافه نمودن علف سبز به جیره غذایی جوجه ها سبب بهتر شدن رشد می شود . 4 هفته پیش از رسیدن بوقلمونها به سن عرضه به بازار باید مواد بودار مانند روغن ماهی یا پودر ماهی را حذف کرد تا گوشت بوی نامطبوع نگیرد . غذای بوقلمونهای تخمگذار شبیه مرغهای تخمگذار است ولی باید توجه داشت که بوقلمونهای تخمی را نباید بیش از حد غذا داد زیرا سبب چربی گرفتن آنها می شود و تولید تخم را پایین می آورد . جوجه ها را پس از خارج شدن از تخم به مدت 24 ساعت باید در استراحت غذایی قرار داد و سپس به تغذیه آنها در 20 – 15 روز اول توجه کرد .
برای فربه ساختن بوقلمون باید همه روزه خوراک دانه به آنها داد و هر چه هنگام بردن به بازار و کشتن بوقلمون نزدیک شود باید بر خوراک دانه آنها افزود . ترکیبات کلی جیره را ذرت ، گندم ، جو و یولاف تشکیل می دهد . ذرت را نباید تنها به بوقلمونهای پرورشی داد زیرا بیش از حد پرنده را فربه می سازد . می توان در زمستان از برگ چغندر و یولاف نیز در ترکیبات جیره استفاده کرد . در اختیار گذاشتن زغال چوب ، شن و آهک هم مناسب است . همچنین در موقع جفتگیری باید خوراک قویتری هم مانند آرد ماهی ، پودر خون و ... در اختیار پرنده قرار داد . همیشه در هنگام تغذیه نکات زیر را مد نظر قرار دهید :
از دادن خوراک بسیار و خوراک نامرغوب و کپک زده دوری کنید .
علوفه سبز خرد کرده و چراگاه باید در دسترس جوجه بوقلمون قرار گیرد .
گاهگاهی در آب آشامیدنی پرنده از یک قاشق چایخوری سولفات مس دو سود در یک لیتر آب استفاده کنید .
آشیانه و خوراک و در صورت وجود چراگاه باید کاملا پاکیزه باشد .
نوک چینی :
نوک بوقلمونهای جوان بین 5 – 2 هفتگی چیده می شود . چنانچه دیرتر از این سنین اقدام به نوک چینی نماییم ، گرفتن و مهار حیوان بدلیل سنگینی جثه دشوا خواهد بود . ممکن است بوقلمون دچار پر ریزی گردد . پیش از اینکه بوقلمونها دچار کانیبالیسم شوند بهتر است عمل نوک چینی انجام شود . نوک چینی نباید در یک روزگی و در جوجه کشی انجام شود زیرا ممکن است این عمل باعث بروز استرس و بی میلی جوجه ها به غذا و آب و در نتیجه نزاری و بی آب شدن بدن حیوان ( دهیدراسیون ) گردد .
باید دقت شود سوراخهای بینی چیده نشوند . همچنین دقت شود که پس از این عمل غذا در دانخوری در سطحی باشد که جوجه های نوک چیده شده براحتی بتوانند آنرا بخورند .
قطع تاج و ریش :
تاج و ریش از اعضایی هستند که اغلب در نزاعهای بین پرندگان به خصوص بوقلمونها از هر عضو دیگری آسیب پذیرتر می باشد . تاج و ریش را می توان در جوجه بوقلمونهای یکروزه به سادگی با قرار دادن بین انگشت سبابه و شست با ناخن شست قطع نمود . حتی تا سن سه هفتگی نیز می توان آنها را با ناخن گیر و قیچی براحتی قطع نمود .
قطع ناخن :
قطع ناخن معمولا برای جلوگیری از ایجاد خراش روی پوست بدن و پهلوی بوقلمون انجام می شود . این عما بیشتر در محیط هایی که تعداد در سطح بوقلمون زیاد و بیش از حد متراکم است انجام می شود ولی حتی در پرورش در چراگاه نیز بسیار مفید است . برای این منظور بایستی ناخن ها به کلی قطع شوند . قطع ناخن باید در روز اول زندگی در موسسه جوجه کشی انجام شود .
قطع پر :
چنانچه بوقلمون در چراگاه پرورش داده شود ، با قطع پرها به سهولت می توان جلوی پرواز این پرنده را گرفت . قطع پر از قسمت انتهایی یک بال با یک نوک چین از اقداماتی است که جلوی پرواز را در چراگاه خواهد گرفت . قطع پر با نوک چین برقی در یک تا ده روزگی می تواند انجام شود . عمل قطع پر در حال حاضر کم تر از سابق انجام می گیرد زیرا در بوقلمونهای گوشتی موجب بد شکلی لاشه می گردد . 

منبع: مجله بارش

مدیریت بوی آزار دهنده و گرد و غبار ناشی از پروسه پرورش طیور

این مسأله ممکن است مشکلی برای کسانی که در چنین محیطهایی کار می کنند ایجادنکند، اما برای افراد جدید مایه آزار باشد. با دنبال کردن روشهایی می توان مشکلات بو و گرد و غبار ناشی از رشد طیور را کاهش داد.
ساختمان مرغداری:
اگر شما در حال ساخت مرغداری جدیدی هستید، فواصل خود را با همسایگان مجاور به قدر کافی رعایت کنید و حتی توسعه مرغداری را در آینده در نظر بگیرید. می دانستید که موقعیت جغرافیایی، بادهای محلی و پوشش گیاهی اطراف در این وضعیت تأثیر می گذارد؟
موقعیت سالن مرغداری:
بستر را خشک نگه دارید، چون فعالیت آرام میکروبی، بو ایجاد می کند. بستر نبایستی بیش از 25 الی 35% در کل سالن رطوبت داشته باشد. سیستم تهویه در حداقل سرعت توصیه شده باشد و مطمئن شوید که سیستم درست کار می کند. بعد از هر دوره پرورش طیور گوشتی فن ها و شاتر های فنها را تمیز کنید. کثیف بودن فن ها و شاتر ها سبب افت جریان هوا، بیش از 30% میشود. سیستم های مه پاش را پد های خنک کننده تبخیری در مسیر تهویه تونلی تعویض نمایید.
اگر شما از سیستم مه پاش استفاده می کنید، سیستم راطوری تنظیم نمایید که سبب افزایش رطوبت بستر نشود. به هنگام استفاده از پدهای خنک کننده تبخیری مطمئن شوید که جریان آب درست است و آبی بر روی بسترچکه نمی کند. از چکه کردن سیستم های آبخوری لوگیری کنید. آبخورهای نیپل را جایگزین سایر آبخوریها نماید تا ریخت و پاش آب به حداقل برسد.
جمع آوری پرندگان مرده:
لاشه ها را قبل از اینکه بو بگیرد، مرتبا جمع آوری کنید. آنها را در ظروف سر پوشیده قرار دهید و فوراآنها را کمپوست کنید یا به مکانهای مخصوص دفع لاشه منتقل کنید.
کمپوست و انبار کردن بستر:
کمپوست کردن بستر و لاشه های پرندگان هم بو و هم حجم ضایعات تولید شده را کاهش می دهد. اگر شما خودتان بستر را انبار و آماده کمپوست می کنید، مطمئن شوید تعداد کارگران مرغداری برای جمع آوری و انتقال بستر مناسب هستند. هنگامیکه مسیر کمپوست صحیح باشد، بوکاهش می یابد. اما یک مسیر اشتباه سبب افزایش بو خواهد شد. طرحی مناسب را برای راحتی کار خوب انتخاب کنید، چون زمانی کار کامل خواهد بود که مدیریتی درست بر عملکرد مواد زاید اعمال شود. موقعیت انبار و تجهیزات کمپوست را در مسیر بادهای محلی قرار ندهید، بلکه مجاور بادشکن های طبیعی ( بوته هایی که برای جلوگیری از وزش باد کاشته می شوند) قرار دهید و یا اگر نیاز باشد خود اقدام به ایجاد بادشکن نمایید. جابجایی کم هوا در اطراف تجهیزات، سبب جابجایی کمتر بو و گرد و خاک به اطراف می شود. تجهیزات مرغداری را در مناطق مرطوب نصب نکنید. اگر بستر تمیز را موقتا انبار می کنید، (کمتر از یک ماه) آن را با پوشش های ضد آب بپوشانید. پوشش سر تا سر بستر کمک می کند که بستر خشک بماند. لایه های مرطوب و خشک بستر مرتبا چک شود و مطمئن شویدکه نقاط گرم در آن وجود ندارد، (نقاط مرطوب که محلی برای فعالیت میکروبی است، سبب ایجاد گرما می شود.) که می تواند سبب شروع آتش سوزی شود. اگر کمپوست صحیح انجام شود، به هنگام انتقال بستر به زمین، بو به مقدار قابل توجهی کاهش می یابد.
کاربرد بستر در زمین:
قبل از جابجایی بستر از مرغداری به بیرون با همسایگان خود گفتگویی داشته باشید و دریابید که آنها چه موقع دور از این محل هستند. در روزهای آخر هفته و تعطیلات این انتقال را انجام ندهید. بستر را صبح زود منتقل کنید؛ زمانی که نسیم ملایم است، بوها را به هوا بلند نخواهد کرد. روزی را انتخاب کنید که باد از سمت همسایگان در حال وزیدن است. در گرما مثل بعد از ظهر بستر را جابجا نکنید، زمانی است که جابجایی هوا کم و غلظت بوها زیاد است، همچنین در روزهای بادی و خیلی خشک که میزان گرد و خاک زیاد است.
به هنگام یا بلافاصله بعد از بارندگی یا موقع بارندگی بستر را جابجا نکنید، چون رطوبت، سبب افزایش بو خواهد شد. مقدار معینی از بستر به کشتزار یا چراگاه بر اساس یک تست خاک و مواد مغذی مورد نیاز برای گیاهان، منتقل نمایید. اگر بستر خیلی بو داشته باشد بر روی کیفیت آب تاثیر می گذارد. این امکان وجود دارد که به هنگام پخش کردن بستر بر روی خاک،به آبهای زیر زمینی نفوذ پیدا کرده و کیفیت آب را به خطر اندازد.
انتقال بستر به کشتزار و مزرعه، بایستی با دقت انجام شود و با پوششی مناسب روی بستر را بپوشاند تا از ریخت و پاش آن به اطراف جلوگیری شود. بایستی با دقت انجام شود و با پوششی مناسب روی بستر را بپوشاند تا از ریخت و پاش آن به اطراف جلوگیری شود. بایستی انبار برای ذخیره کردن بستر به قدر کافی بزرگ باشد تا شما مجبور نباشید در چندین نوبت بستر را به مزارع ببرید،بلکه در موقعیتی مناسب این انتقال را صورت دهید که بو و گرد و غبار به حداقل خود برسد.
حل مشکلات:
مشکلات بو به هنگام زمستان بدتر می شود چون غلظت و تراکم بخار آمونیاک بعلت کاهش سرعت تهویه در زمستان، در نتیجه کاهش جابجایی هوا، افزایش می یابد.از زاج سفید استفاده کنید تا PH بستر و تبخیر آمونیاک را کاهش دهد. ممکن است که نیاز باشد در زمستان بادشکن ( با علوفه خشک یا چوب و یا دیوارهای فلزی ) ایجاد نمایید تا جابجایی گرد و غبار و بو راکاهش دهد. بادشکن ها بر روی افزایش وزش باد تاثیر می گذارند وسبب رقیق کردن هوای خروجی می شوند. تولیدکنندگان مرغ بایستی تمام موارد ذکر شده را جهت کاهش زیاد بو و گرد و خاک از عملکردشان انجام دهند و همسایگان خوبی باشند. 

منبع: By saqib Mokhtar, Johancare & Ron Iacey
نام نویسنده/مترجم: مهندس سمانه حسینی آریا

***زندگی حیوانات خشکی زی و آبزی***...

ما را در سایت ***زندگی حیوانات خشکی زی و آبزی*** دنبال می‌کنید

برچسب: نکاتی در خصوص پرورش صنعتی بوقلمون, نویسنده: محمود بازدید: 234 تاريخ: چهارشنبه 24 آبان 1391 ساعت: 19:12

صفحه بندی